می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق.

داستان راز قسمت پنجم

نوشته شده توسط:Ana Marya
سه شنبه 5 دی 1391-10:53 ق.ظ

 

سلام دوستای گلم خوبید چه خبرها ببخشید من یه مدت دو هفته ای نبودم !!!!!!!!!

کجا بودم ؟ یه جای خنده دار ولی بی خیال حالا برگشتم ببخشید که اینقدر دیر به دیر داستان میذارم که یادتون میره هر سری میرید از اول میخونید

پوستر داستان هم که ظاهرا حذف شده فعلا هم عکس ندارم درست کنم پس اجالتا دابل رو ببینید...........

 

 

هیونگ جون کریسمس رو به فارسی تبریک گفته به افتخارش جیغ و دست و هورا اینو میذارم خواستین چاپ کنید بزنید به دیوار

 

 

برید ادامه داستان...........

 

 


ادامه مطلب


داستان راز قسمت 4

نوشته شده توسط:Ana Marya
دوشنبه 20 آذر 1391-11:10 ق.ظ

 

سلام دوستای گلم خوبید من اومدم با قسمت چهارم زیاد حرف نمیزنم ولی نه یه کم حرف بزنم یه نظر سنجی هست توی وبلاگ خوشحال میشیم اگه شرکت کنید من قراره یه داستان جدید بنویسم حتما یائه رین جون هم به فکر داستانهای قشنگ دیگه اش هست اگه ما بدونیم بازدید کننده هامون توی چه رده سنی هستنند قطعا میتونیم بهتر و باب طبع شما بنویسیم...........

 

عکس

 

 

 


ادامه مطلب


در مواجهه با دابل اس

نوشته شده توسط:Ana Marya
سه شنبه 14 آذر 1391-02:12 ب.ظ

 

سلام دوستای گلم خوبید امروز داستان نمیذارم!!!!!

چرا ؟همینطوری میخوام دلتون بسوزه  نه خب شوخی کردم گفتم یه کم حال و هواتون عوض بشه........

یه کم بخندیم دلمون وا شه و به خصوص بدونیم وقتی دابل رو میبینیم چه حرکات باحالی انجام بدیم که مخشون رو بزنیم.........

بسی خنده دار است!!!!!!!!!!

 

 

 

 

برید ادامــــــــــــــــــــــه

 

 


ادامه مطلب


قسمت سوم داستان راز

نوشته شده توسط:Ana Marya
یکشنبه 12 آذر 1391-11:17 ق.ظ

 

سلام با قسمت سوم داستان در خدمتتون هستم معطل نمیکنم سریع داستان رو میذارم برید ادامه مطلب

 

عکس

 

 


ادامه مطلب


داستان راز فصل دوم

نوشته شده توسط:Ana Marya
دوشنبه 29 آبان 1391-11:46 ق.ظ

 

خدایا، چون ماهیان که از عمق و وسعت دریا بی خبرند،
عظمت عشق تو را نمی شناسم.
فقط میدانم که معبود این دل خسته هستی
و اگر دیده از من برگیری خواهم مرد

 

 

عکس

 

برای خوندن فصل دوم لطفا به ادامه مطلب برید....

 


ادامه مطلب


داستان زار قسمت اول

نوشته شده توسط:Ana Marya
دوشنبه 29 آبان 1391-11:41 ق.ظ

 

سلام دوستای گلم خوبید بالاخره من اودم که فصل اول داستانم رو واستون بذارم البته چون  فصل اول خیلی ربطی به دابل اس نداره دو قسمت رو همزمان میذارم که واستون خسته کننده نباشه.......

 

عکس

 

برای خوندن فصل اول برید ادامه....

 


ادامه مطلب


داستان کوتاه(طنز)

نوشته شده توسط:Ana Marya
پنجشنبه 18 آبان 1391-10:44 ق.ظ

 

سلام دوستان گلم خوبید ؟؟ من آنی هستم نویسنده ی جدید یائه رین جون لطف کردن و به من اجازه دادن داستانم رو توی این وب هم بنویسم

خوشحالم که اینجا هستم امیدوارم لحظات خوبی رو باهمدیگه داشته باشیم و از داستان من خوشتون بیا د و لذت ببرید

من قبل از شروع داستانم یه داستان کوتاه طنز رو واستون میذارم که به نوعی آشنایی با شخصیت های داستان من هستش .......

خودم این بخش رو خیلی دوست دارم نگید الان از کار خودش تعریف میکنه خب این یکی کمی با بقیه قسمت های داستان من فرق میکنه

 

 

بفرمایید ادامه مطلب که داستان رو بخونید ..............


ادامه مطلب



  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات