تبلیغات
داستان - قسمت بیست و هشتم داستان رویای زیبا
می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق.

قسمت بیست و هشتم داستان رویای زیبا

نوشته شده توسط:yaerain lee
دوشنبه 4 شهریور 1392-02:21 ب.ظ

سلام دوستای گلم ببخشید من یه مقدار درگیرم اگه این قسمت یه کوچولو کمه  به بزرگی

خودتون ببخشید


بفرمایید ادامه داستان







جونکی : این دختر کجاست به هدف خوانندگی اومده بود نمیدونم این جا چه کار میکنه اصلا گوشش به هیچ حرفی بدهکار نیست

جونکی که از پیدا کردن سایا ناامید شده بود از فروشگاه رفت بیرون

سایا : آخیش رفت .........

سایا بعد از رفتن جونکی رفت تو فروشگاه

خانم : سایا کجا بودی الان یه آقایی اومده بود باهات کار داشت

سایا : آقا ؟؟!!!! خودشو معرفی نکرد ؟

خانم : نه خیلی دنبالت گشت وقتی دید که نیستی رفت همین پیش پای تو اگه بری شاید بتونی ببینیش

سایا : باشه ممنون من میرم به کارم برسم

جونکی رفت سالن تمرین و دنبال کارهای کمپانی وبه شاگرداش گفت که باید برن و عضو یه کمپانی دیگه بشن

جونکی : شما شاگردای خوبی بودید ولی من دیگه نمیتونم مربیتون باشم

یکی از شاگردها : نه مربی ما بدون شما چه کار کنیم شما بهترین مربی ای هستین که ما میشناسیم ما بدون شما چه جوری یه خواننده خو ب بشیم

جونکی با لبخند : شما لطف دارین ولی شاید فرصتهای بهتری براتون پیش بیاد و  یه مربی با تجربه تری داشته باشید شاید این اخرین جلسه ای باشه که ما با هم تمرین میکنیم پس بیاید خوب تمرین کنیم

شاگر : نه ما نمیتونیم مربی ....... اصلا یکی از بچه ها نیست اره سایا نیست شما که نمیتونید بدون گفتن به او برید

جونکی : خب شما بهش بگید الانم به جای این حرفها بهتره تمرینمونو شروع کنیم شما باید بهترین خواننده بشد

شاگردها با وجود ناراحتی که داشتن ولی وقتی لبخندو انرژی مثبت جونکی رو دیدن ناخود اگاه شروع کردن به تمرین

بعد از تمرین شیدا و ایزوا که از بهترین شاگردها بودن کلی گریه کردن و از جونکی خداحافظی کردن

ایزوا : مربی ما هیچ وقت شما رو فراموش نمیکنیم

جونکی : ممنونم من هم براتون بهترینها رو آرزو میکنم

ایزوا : مربی ما باید کدوم کمپانی بریم

جونکی تا اومد اسم کمپانی رو بگه جونگ مین جلوش سبز شد

جونگ مین : جونکی میشه بیای بیرون یه لحظه کارت دارم

جونکی : باشه ببخشید بچه ها اسم کمپانی رو برید از خانم منشی بپرسید مثل اینکه اقای پارک باهام کار دارن

جونکی رفت بیرون و دید که جونگ مین روی نیمکت نشسته و سرشو پایین انداخته

جونکی : کاری داشتین اقای پارک ؟؟!!

جونگ مین :اره ببینم چرا سایا باید بره تو فروشگاه کار کنه طوری که اصلا وقت نداره بیاد باهم بریم بیرون

جونکی : راستش من نمیدونم

جونگ مین : شما  نمیدونید ؟؟!!! سایا تو این کشور جز شما حرفهاشو به کی میگی ؟؟ ها !!! نه من باورم نمیشه

جونکی رفت تو فکر و چیزی نگفت

جونگ مین داد زد : اها نکنه خودت از کمپانیت بیرونش کردی و حالا حرفی برای گفتن نداری

جونکی : نه اصلا این طور نیست

جونگ مین : چرا همین طوره خودم شنیدم کمپانیت رو واگذار کردی حتما پولا رو بالا کشیدی و داری فرار میکنی سایا ساده لوح هم گول تو رو خورده

جونکی بدون این که جوابی به جونگ مین بده رفت تو سالن تمرین

سایا هم تا بعد از ظهر تو فروشگاه کار میکرد و پول هر روزشو جمع میکرد

سایا : آخ جون فکر کنم یه کمی از پولو جور کردم بهتره برم سالن تمرین الان فکر کنم اوپا اونجا باشه اگه اینها رو بهش نشون بدم حتما خیلی خوشحال میشه و مثل همیشه لبخند میزنه

سایا رفت سالن تمرین و ایزوا و شیدا رو دید که گوشه سالن ناراحت ایستاده بودن

ایزوا : سایا کجا بودی این مدت ؟؟!!

سایا : من ؟!! خب .....

شیدا با دیدن سایا پرید بغلشو و زد زیر گریه

سایا با تعجب : چی شده شیدا چرا گریه میکنی اتفاقی افتاده ؟؟!!!

ایزوا : اره وقتی تو نبودی مربی .....

سایا با نگرانی نزاشت حرف ایزوا تموم شه : اوپا ؟؟!!! ....... اوپا چی ؟؟!!

ایزوا : جونکی واسه همیشه رفت اون دیگه مربی ما نیست کمپانیشو واگذار کرد چطور نمیدونی

سایا با شنیدن این حرفها هول شده بود و نمیدونست کدوم طرف بره هر طرف سالن میدویید احساس میکرد جونکی با لبخندش داره ازشون استقبال میکنه

ایزوا هم دنبال سایا رفت : سایا معلومه چت شد؟؟!!!

سایا دست گذاشته بود جلوی صورتش و اشک از چشاش سرازیر شده بد و نمیدونست چی بگه

شیدا : میگم ایزوا لان مربی کجاست ؟

سایا : اره جونکی کجاست ؟؟!!

ایزوا : نمیدونم شاید خونش باشه

شیدا : حیف شد من که دیگه فکر نکنم برم دنبال خوانندگی

سایا بدون اینکه چیزی بگه از سالن رفت بیرون

شیدا : سایا کجا رفتی ؟؟!!

سایا سریع یه ماشین گرفت و رفت دم خونه ی جونکی و هر چی در زد کسی در رو باز نمیکرد

سایا : اوپا کجا رفتی من اومدم بهت بگم که تا چند وقت دیگه همه ی بدهیتو میدیم کجایی اوپای مهربونم

سایا تموم روز رو پشت در خونه ی جونکی نشست و انقدر خسته شده بود که سرشو گذاشت روی زانوهاشو و خوابش برد بعد چند دقیقه یکهو چشاشو باز کرد و جونکی رو دید که انقدر مست کرده بود که بزور داشت از ته کوچه می اومد

سایا : اوپا ..... اوپا  چرا اینطوری شدی ؟؟؟

سایا رفت و زیر بغل جونکی رو گرفت و نشوندش روی پله

جونکی سرشو گذاشت رو زانوهای سایا و خوابش برد

سایا : اوپا چه کار کردی با خودت ببین چه قدر نوشیدی که به این وضع افتادی

همسایه : وا اون جونکی نیست اون دختره کیه حتما دوستشه ببینم دختر واسه چی جونکی اینجا خوابیده میدونی اگه مادربزرگش بود چه بلایی سرت می اورد اون خیلی رو جونکی حساسه

سایا : سلام خانم ببخشید میتونید کمک کنید جونکی رو ببرین خونش خواهش میکنم اوپا اصلا حالش خوب نیست

همسایه : بزار فکر کنم اها مادربزرگش یه کلید بهم داده بود که بعضی وقتها برم و به خونشون سر بزنم و کارای جونکی رو کنم ولی مدتیه وقت نکردم برم کاراشو کنم بزار برم بیارم

سایا : واقعا !!! ممنونم

همسایه : ما دو تا زن چه جوری مرد به این گندگی رو بلند کنیم

سایا : شما نگران نباشید شما در رو باز کنید برین من خودم اوپا رو میبرم تو

سایا با دستش زد روی صورت جونکی : اوپا پاشو بریم تو خونه

جونکی با چشمای نیمه باز به سایا نگاه کرد و گفت سایا پیشم بمون و دوباره چشاشو بست

همسایه در رو باز کرد : پس چی شد دختر چرا اوپاتو نمییاری تو مگه نگفتی زورت میرسه

سایا که با حرف جونکی اشک تو چشاش جمع شده بود و بی اختیار زوم شده بود رو صورت اون با صدای همسایه به خودش اومد :

بله بله الان کمکش میکنم

همسایه : بزار من هم کمکت کنم تو تنهای زورت به جونکی نمیرسه

سایا : خب ممنونم که کمکم میکنید / سایا به کمک همسایه جونکی رو گذاشت رو مبل و روشو پتو گذاشت

همسایه هم با دیدن این صحنه حسادت زنونش گل کرد : وای نمیدونی من یه دختر دارم که الان تو امریکا داره معماری میخونه اگه بدونی چه قدر خوشگله هر چی به جونکی گفتم بیا بگیرش قبول نکرد حتما خیلی کار کردی تونستی مخشو بزنی

سایا : جونکی مربی من هست منم از کره اومدم تا خواننده بشم

همسایه : واقعا حتما الانم یه رابطه هایی با هم دارین نه

سایا چیزی نگفت و رفت آشپزخونه

همسایه کلی حرف زد و سایا هم اصلا حوصله گوش دادن به حرفهای اونو نداشت

سایا : ببخشید من دیگه باید برم

همسایه : اره برو خوبیت نداره تو و جونکی تنهایی تو خونه باشین

سایا که از این حرف اون زن عصبانی شد رفت اتاق خواب جونکی و پولی رو که جمع کرده بود و با یه نامه گذاشت رو میز و رفت

سایا : عجب زن فضولی بود بهتره برم سالن تمرین خیلی وقته تمرین نکردم

جونگ مین وقتی سایا رو دید رفت پیشش

جونگ مین : معلومه کجایی تو

سایا : ببخش میدونم همه رو نگران کردم

جونگ مین : نگران ؟؟!! اره واقعا تو که اینقدر اصرار به خوانندگی داشتی کارت تو اون فروشگاه چیه

سایا : ببخش جونگ مین من ......

جونگ مین داد زد : تو چی ؟؟!!

سایا : هیچی مهم نیست تا چند روز دیگه مشکلم حل میشه شاید بتونم برگردم سر تمرین

جونگ مین : مشکل چیه منو محرم نمیدونی باشه اونقدر صبر میکنم تا محرمت بشم

جونکی از خواب پا شدو زن همسایه رو کنارش دید

همسایه : معلومه مادربزرگت نبوده چه بلایی سر خودت اوردی؟؟؟!!!! نکنه از عاشقی زیادته دخترکه اونقدرهام نمیارزه که داری خودتو فداش میکنی

جونکی : دختره کدوم دختره ؟؟

همسایه : نمیدونم درست اسمش چی بود ولی تو تو حالی که مست بودی صداش میکردی فکر کنم سایا سایان نمیدونم هم چین چیزایی بود

جونکی : سایا ........ اون اینجا بود؟؟!!!

جونکی سریع از جاش پاشد و رفت لباساشو عوض کنه که روی میز یه پاکت نامه رو دید با عجله رفت و اونو باز کرد

جونکی : این همه پول ؟!!! سایا تو چه کار داری میکنی

جونکی با عجله رفت کفشاشو پوشید که بره پیش سایا

همسایه : کجا داری میری حتما میری پیش اون دختره تو لیاقتت همون دخترکه پرروئه حیف دختر من نیست بخواد به تو فکر کنه

جونکی که از حرفهای همسایه سر در نمی اورد ادای احترام کرد و رفت بیرون .........












jocuri cu mario
پنجشنبه 10 اسفند 1396 07:49 ب.ظ
سلام، شما یک کار فوق العاده انجام داده اید. من قطعا digg آن و شخصا به من پیشنهاد می کنم
دوستان. من مطمئن هستم که از این سایت سود خواهند برد.
goblin defenders 2 cheats
شنبه 5 اسفند 1396 06:23 ق.ظ
پست خوب من به طور دائم این وبلاگ را چک کردم و تحت تاثیر قرار گرفتم!
اطلاعات فوق العاده مفید به خصوص بخش باقی مانده :)
من این اطلاعات را خیلی زیاد نگه میدارم. من به دنبال این بودم
اطلاعات خاص برای مدت زمان طولانی با تشکر و موفق باشید
Where is the Achilles heel?
سه شنبه 28 شهریور 1396 07:39 ق.ظ
I am regular reader, how are you everybody? This article posted at this web site is really
good.
Foot Problems
سه شنبه 17 مرداد 1396 04:00 ق.ظ
Nice answer back in return of this matter with solid arguments and explaining
everything on the topic of that.
white pages for ct
چهارشنبه 24 خرداد 1396 03:52 ق.ظ
reverse email address finder free free name and number lookup find
local phone numbers free look up company information phone 3
search find name of phone number how to search a number
hssknb.com
سه شنبه 23 خرداد 1396 08:13 ب.ظ
how do i trace a number business lookup by address finding addresses for free ssn lookup by number hp order number
lookup where is this number from which country person locater
apec.com.vn
سه شنبه 23 خرداد 1396 06:38 ب.ظ
getting a free phone number google reverse phone lookup free free peoplefinders search the name of a phone number reverse
address usa reverse image lookup facebook find people uk for free
411 ca
سه شنبه 9 خرداد 1396 01:12 ق.ظ
telephone pages what is a free phone number how to find someone last name with a phone number
how do you find a persons address for free reverse number lookup phone
free phone identity number find an adress
Anastasia
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:53 ب.ظ
We're a group of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your site provided us with valuable info to work on. You've done
a formidable job and our whole community will be thankful to you.
سایا
پنجشنبه 9 آبان 1392 11:26 ق.ظ
میسی عالی بود آجی ..
ک ک ک آخه این سایا چرا با جونگمین خوب نیست
جونگمینی خوددرگیری داره ..البته تقصیره سایای بده
پاسخ yaerain lee : به به ببین کی اومده اجی جون خودم سلام خوش اومدی مزین فرمودی وب بنده رو فدات شم
خواهش میشه نه جونگ مین ماهه سایا ماهتر خوب میشه نگران نباش عشقم
فاطمه
دوشنبه 18 شهریور 1392 05:39 ب.ظ

بم سر بزن نظر زیاد بذاریاااا
پاسخ yaerain lee : بله اوکیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
فاطمه
دوشنبه 18 شهریور 1392 05:38 ب.ظ
گلممممممممممممممممم هنوز ادامه رو که نذاشتی
گذاشتی خبرم کن
پاسخ yaerain lee : چشم حتما
هئو حدیث یونگـــــی(Hadisyoungiツ•)
جمعه 15 شهریور 1392 10:47 ق.ظ
سلام عزیزم..
فنکلاب یونگ سنگ برنامه ای تدارک دیده برایه مناسبت تولدش ..
خوشحال میشم بیای وبم و همکاری کنی..
سخت نیست..فقط کافیه یه عکس برامون ارسال کنی..
لطفا برایه حمایت این مطلب رو به هرکی که میتونی اطلاع بده
به امید بازگشت دوباره دابل
فاطمه
چهارشنبه 13 شهریور 1392 08:34 ب.ظ
بدو گلم ادامه رو بذار خبرم کن
پاسخ yaerain lee : بله چشم
bahar
سه شنبه 12 شهریور 1392 01:02 ق.ظ
سلام این همسایهه چقد پروعه واه واه واه ایشششششششش
مغسسسسسیییییییییییی بسیار زیاد
پاسخ yaerain lee : سلام بهار جونم خوبی اره واقعا میبینی چقدر پرروئه خواهش میکنم عزیزم بووووووووووووووووووووس بخلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل
♥♫♥خاطره♥♫♥
دوشنبه 11 شهریور 1392 11:13 ب.ظ
عالی بود اونی میسی از اینن قسمت
پاسخ yaerain lee : خواهش میکنم عزیزم
ღ ایسان جون جونگی ღ
چهارشنبه 6 شهریور 1392 12:37 ب.ظ



جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
اجیییییییییییییییییییییی جونــــــــــــــــــــــــــــم عالییییییییییی بود ولی ایسان توش نداشت من ایسان میخواممممم [ایسان خودشیفته میشود] هه هه هه ......
پاسخ yaerain lee : قلببببببببببب بوووووووووووووووووووووس بخلللللللللللللللللللل
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااا
جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
اجی جونممممممممممممممممممم فدات شم خواهش میکنم نگران نباش ایسان کار خودشو میکنه درسته تو داستان نیست ولی اثر مهمی تو روند داستان داره هه هه
طهورا
چهارشنبه 6 شهریور 1392 01:55 ق.ظ
آپم sweet dream-part 4
پاسخ yaerain lee : سلام عزیزم چشم
nora
دوشنبه 4 شهریور 1392 08:57 ب.ظ
کومائووووووووووو خیلی باحال بود پوسترت خیلی نازههههههههههه
پاسخ yaerain lee : کوماسمیدا اجی بخلللللللللللللللللللللللللللللل خواهش میکنم عزیزم بوووووووووووووووووس
nora
دوشنبه 4 شهریور 1392 08:56 ب.ظ
واااااااااای اجی هرقسمت جذاب تر میشه نمیشه پیش بینی کرد قسمت بعدی چی میشه
پاسخ yaerain lee : قربونت برم اجی جونم نظر لطفته بوووووووووووووووووووووووووووووس بخللللللللللللللللللللللل
رمز و راه ثروتمند شدن
دوشنبه 4 شهریور 1392 07:09 ب.ظ
سلام دوست عزیز برای پول درآوردن شاید روشهای زیادی را امتحان کرده باشی ولی اگه میخوای رمز و راز ثروتمند شدن را بدونی روی لینک کلیک کن http://www.datasell.ir/3852-best/bilioner.php
nora
دوشنبه 4 شهریور 1392 05:57 ب.ظ
برم بخونم
پاسخ yaerain lee : سلام اجی برو بخون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox