می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق.

په نه په از نوع دابل اسی

نوشته شده توسط:Ana Marya
یکشنبه 30 تیر 1392-01:52 ب.ظ

سلام دوستان گرام اینجانب تشریف فرمایی کردم
اینبار با یک نوع طنز جذاب که بسیار طرفدار داره خدمت رسیدم که امیدوار م دوست داشته باشید این قسمت په نه په های دابل اسی زحمت نوشتن این لطیفه ها رو دوست گرامم مرمر جون کشیدن امیدوارم از خوندنش بسی لذت ببرید.........


6z7ryqq3nt08yxxfmv8.jpg
میدونید که دیگه ؟بعلهـــــــــه بفرمایید ادامه مطلـــــــــــــــــــب.......

هیونگ برای همه قهوه اورد تا نوش جان کنن ولی داداچمون حواسشششش پرت شد یکی رو ریخت بروییییی هیون
هیون-اخخخخخ سوختم
یونگ هول شد اومد طرفش
یونگ-سوختی
هیون- نه جان تو رفتم مرحله بعد
چند روز مونده بود تا کنسرت برگزار بشه و
زمان داشتن تا مدت یه هفته استراحت کنن
یونگو کیو خونه بودن توفولی داشت جدول حل  میکرد وسخت مشغول بود بعد از 
چندیییی با خوشحالی فریاد زد
-تموم شد بالاخره تموم شد
کیو از اشپزخونه اومد بیرون
کیو-جدولو تموم کردی هیونگ؟
یونگ-پ ن پ  خودم تموم کردم  فقط یادت باشه مراسم هفتم وچله رو 
ابرومند برگزار کنییی نگن یونگ توفولی بی کسو کاره... با احتیاط حمل 
بشم چون ممکنه پوستم خراففف  میشه بعد عیبه اینجوری برم اون دنیا
کیو-ها؟
توفولی قصه ما کتشو برداشتو  دوان دوان  به طرف در خروجییی رفت و کیو اقا رو با
دنیای پر از سوالای گوگولی تهنا گذاشت البته اون علامت سوال مامانی بالای
سرشم ناگفته نمونه
هیونگو جونگ طبق معمول دعوا میکردن وصدای رساشون تا طبقه ی پایین میومد
هیون-دارن دعوا میکنن؟
یونگ تا خواست دهنشو باز کنه به وسیله ی هیون توسط بالش حرفشو نوش جان کرد
یونگ-دیوونه چرا میزنی؟
هیون-مگه نمی خواستی جملتو با پ ن پ شروع کنیی ها؟
یونگ یه زبون در اوردو و همونطور ک از اونجا دور میشد گفت-پ ن پ میخواستم با 
فدات شم شروع کنم
هیونم باهمون بالشه دنبالش میکرد وطی هر ثانیه یه ضربه میزد بهدش میخورد در 
اخرررررررررر با صدای بلند فریا د زد
هئو یونگ سنگ امشب از شام محرومی
تو خونه ک بودن تلفن زنگ میخوره ابتدا یه سری عمیلیات انتهاری بین هیونگو جونگ 
انجام میشه ک کی تلفونو برداره  وهیون اون بین جواب میده
یارو-الو سلام ببخشید اونجا اداره ی ثبت احواله؟
هیون-نخیر
یارو-ااا اشتباه گرفتم
هیون-نه شما درست گرفتی مثل اینکه بنده ی حقیر اشتباه برداشتم اجازه 
بدید
 تلفونو قطع کرد و به تماشای عملیات ادامه داد
اب خونه برای چند دقیقه ای قطع شد واز اونجاییی ک جونگ میخواست بلهه 
پاکستان مدام غر میزد وقتی اب اومد جونگ فریادی از خوشحالی زد طوری ک همه 
جمع شدن هیونگ ک اب زرد رنگو دید گفت
هیونگ-اوا این رنگ لوله هاست؟
کیو روبه جونگ- نه باابا... جونگمین سازمان اب برای عذر خواهی برات اب 
هویج فرستاده
هیونگ-مسخره میکنی؟
کیو-من؟؟!!!کیوئو از این کارا..حرفا میزنیا هیونگ
توی یکی از فن میتینگا لیدر ما ب اسرار حضار مجبور میشه برقصه در اون بین یکی 
از فنا میپرسه
-اا اوپا هیون داره میرقصه؟
هیونگم ج رو میدهه-نه جانم شربت خاک شیر خورده گفتیم ته نشین نشه 
این شد ک میبینی!
یونگ خسته از کمپانی رسید خونه
جونگ ایفونو برمیداره
جونگ-تنهایی؟
یونگ-اهم اهم خونه محاصرست بهتره خودتو تسلیم کنی برادر البته 
قبلششش درو باز کن
کیو حمومه.... هیون میاد در میزنه
هیون-حمومی؟
کیو-نه اینجا لندنه صدای منم از رادیو بی بی سی میشنوی!
هیون-اوکی سوغاتی یادت نره
کیو شون صدای شیمکش میومد رفت سراغه خانوم یخچاله تا چیزی بخوره
 همون لحظه هم جونگ میاد اندرون اشپزخونه
جونگ-گشنه ای؟
کیو-راستش اومدم ببینم کی هی چراغ این تو رو روشن خاموش میکنه به 
نتیجه رسیم خبرت میکنم
کیو-هیونگ میشه منم با خودت ببری کمپانی؟
یونگ-پس ماشینت؟
کیو-خرابه البته فکر کنم شمع هاش سوخته فردا میبرمش تعمیرگاه
یونگ-بپر بالا دیر میشه
حالا فردا کیوئه قصه ما میره تعمیر گاه
مسئول-شمع هاشو براتون  عوض کنم اقای کیم؟
کیو-نه فوتشون کن تا صد سال زنده باشی
مسئول-قربان شوخی میکنید
کیو-سوالای چرت نپرسید تا با شما شوخی نکنند اهه(دیجیتال...)
به مناسبت موفقیت گروه توی موزیک بنک همه توی یکی از رستوران های سئول 
جمع شدن پیش خدمت پیش غذا رو پیش پیش(پیشاپیش)سرو میکنه ک سوپه
ناگهان صدایی دادچمون در میاد
یونگ-وایی تو سوپ من مگس هست
کیوئم ک کناره یونگه میگه
-سلام مگس ک با چشم غره ی یونگ مواجه میشه
یونگ-هیی پیش خدمت توی سوپی ک برای من اوردی مگس هست.
پ.خ-مرده؟
یونگ دستی به موهاش کشیدو گفت-نه زندس داره شنا میکنه صدات زدم بیای نجاتش بدی
هیونگ-هه هه هه

  • هیون-ببند





The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات