تبلیغات
داستان - قسمت هجدهم داستان رویای زیبا
می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق.

قسمت هجدهم داستان رویای زیبا

نوشته شده توسط:yaerain lee
دوشنبه 30 اردیبهشت 1392-04:37 ب.ظ

سلام دوستای گلم بفرمایید ادامه داستان

ایسان رو مبل نشسته بود و  داشت با مادربزرگ حرف میزد

جونکی : ایسان اینجا چه کار میکنی ؟!!

ایسان : خب دلم برات تنگ شده بود تو که اینقدر کار داری اصلا به من سر نمیزنی

جونکی : اره واقعا واسه البوم جدیدم خیلی کار دارم

سایا با خوشحالی از اتاق اومد بیرون و از راه پله ها رفت پایین وقتی صدای ایسان رو شنید رفت و پشت ستون سالن پذیرایی قایم شد و نخواست که ایسان بفهمه اون اونجاست

ایسان : اوپا من میخوام امشب اینجا بمونم واست یه فیلم اوردم که من و تو و مادربزرگ ببینیم

جونکی : ولی فکر نکنم درست باشه شب اینجا بمونی

ایسان : باشه موقع خواب میرم

ایسان رفت فیلم رو گذاشت تو ویدئو و رفت پیش جونکی نشست و گفت : تازه خوراکی اوردم

مادربزرگ : من برم بخوابم حوصله دیدن فیلمو ندارم

جونکی که اصلا حوصله نداشت فیلم ببینه مجبور شد بزور بشینه و فیلم ببینه از اونجا که ایسان نمیزاشت که جونکی پاشه بره و اونم مجبور شد قایمکی به خانم کیم اس مس بده که برای سایا شام ببره

ایسان هم هی وراجی میکرد و کلی ذرت و تخمه اورده بود و میخورد

بعد فیلم ساعت حدودا 2 نصفه شب بود

ایسان که دوست نداشت بره خودشو زد به خواب و سرشو گذاشت رو شونه ی جونکی - جونکی هم خواست که جاخالی بده ولی ایسان خودشو چسبونده بود به جونکی

ایسان : اوپا چقدر مهربونی

جونکی : مگه قول ندادی بری خونه ؟!!

ایسان چیزی نگفت بعد از 1 ساعت که رو شونه جونکی جا خوش کرده بود جونکی پا شد و سر اونو گذاشت رو مبل و رفت طبقه بالا

جونکی : سایا حتما خوابه منم برم بخوابم ایسان چه گیریه ها باید صبح اول وقت ببرمش خونشون

وقتی جونکی از پله ها اومد پایین سایا رو دید که تکیه داده بود به ستون سالن پذیرایی و خوابش برده بود

جونکی : این اینجا چه کار میکنه حتما به خاطر ایسان نتونست بیاد شام بخوره

جونکی رفت و دست گذاشت رو شونه ی سایا

سایا چشماشو باز کرد و خودشو جمع و جور کرد و گفت : اوپا معذرت میخوام من اینجا خوابم برده بود ؟

جونکی : اشکال نداره پاشو برو اتاقت بخواب

سایا : ایسان رفت ؟!!

جونکی : نه تو سالن خوابیده تو هم برو طبقه بالا بهتره همو نبینید

سایا : اره باشه ...

سایا وقتی داشت از پله ها می رفت بالا رو کرد به جونکی

سایا : اوپا به خاطر همه چی ممنون

جونکی هم لبخند زد و به علامت تایید سرشو تکون داد

فردا صبح زود قبل از اینکه ایسان و جونکی بیدار شن سایا رفت سالن تمرین و جونگ مین هم اونجا بود و سایا که خیلی از دست جونگ مین ناراحت بود خودشو زد به اون راه که انگار نه انگار که اون اونجاست

جونگ مین : بلاخره کی میری کره تو بخوای نخوای باید برگردی فهمیدی ؟؟

سایا چیزی نگفت و رفت سالن تمرین بعد از 1 ساعت ایسان هم اومد و با جونگ مین داشت تمرین میکرد

سایا هم هیچ توجهی به اونها نکرد  و خودش داشت تنهایی تمرین میکرد

ایسان : سایا خانم خیلی رو داری

سایا : واسه چی ؟ مگه چه کار کردم ؟!!

ایسان : همین که داری به کارت ادامه میدی دیگه خیلی رو میخواد

سایا : رو نمیخواد این اراده ی منو میرسونه تو رسیدن به رویاهام همین

ایسان : رویا کدوم رویا هه هه...

سایا گوشی رو کرد تو گوشش و هم چنان به خوندن ادامه داد

وقتی ایسان رفت بیرون سایا گوشی رو از تو گوشش در اورد و گفت راست میگه کدوم رویا ؟؟!! رویای اصلی من که جونگ مینه اصلا باهام خوب نیست دیگه من واقعا برای چی اینجام چه جوری برگردم خونه

سایا تو این فکر بود که جونکی اومد تو سالن تمرین

جونکی : ببینم تمرین کردی اسمت رو دادم به کمپانی که دو روز دیگه بری اجرا

سایا : چی ؟!!!.......... اجرا ؟!!!!

جونکی : اره اجرا بنر های کنسرتت رو امروز با هم پخش میکنیم چه طوره ؟

سایا : کنسرت ؟!!!

جونکی : تو هم که همش تعجب میکنی بدو تمرینت رو تموم کن بریم بنرها رو پخش کنیم

سایا ( با خودش ) : با چه روحیه ای اخه دل اوپا هم خوشه ها

جونکی تو سالن جونگ مین رو دید

جونکی : اقای پارک 2 روز دیگه یکی از شاگردای من که فکر میکنم خوب میشناسیش کنسرت داره

جونگ مین : من از کجا باید شاگردای شما رو بشناسم

جونکی : منظورم همون خانمی هست که با شما اومد زاپن

جونگ مین : سایا ؟؟!!!!!!

جونکی : اره ازتون میخوام بیاین قراره همه رو دعوت کنیم

جونگ مین : اره دیگه قبلا از هیون تعریف میکرد حالا هم اگه بشینم پیشش میخواد از این بگه

جونکی : شما چیزی گفتید؟

جونگ مین : نه باشه مییام اگه کاری نداشته باشم مییام

سایا از اتاق تمرین اومد بیرون و جونگ مین رو دید

جونگ مین : به به میبینم که کارت به کنسرت گذاشتن کشیده

سایا : بله به اصرار جونکیه وگرنه خودم که اماده نیستم

جونگ مین : خب اگه اینجوریه که ابروی اوپات میره ... بهتره زودتر برگردی کره

سایا : ببخشید جونگ مین تو چرا اینقدر اصرار داری که من برگردم کره یعنی اینقدر از من بدت مییاد

سایا اینو گفت و رفت

جونکی : چرا اینقدر دیر کردی بدو بریم من اینها رو چاپ کردم ببین خوبه

سایا وقتی بنرها رو دید خیلی خوشحال شد

سایا : وای اوپا چقدر شما مهربونید

جونکی : وظیفمه حالا بدو بریم

جونگ مین که داشت از کنار سالن به جونکی و سایا نگاه میکرد وقتی دید اونها رفتن بیرون کنجکاو شد و دنبالشون رفت

جونکی بنرها رو از سایا میگرفت و میچشبوند به دیوار

جونگ مین : نگاه تو رو خدا تو کره از دست هیون میکشیدم اینجا هم جونکی کلا عادت داره همه رو سمت خودش بکشونه به خاطر اخلاقش همه دوستش دارن وقتی هیون با اون اخلاق بدش از اون خوشش اومده جونکی که معلومه جذبش میشه

جونکی : تو خسته شدی برو اونجا رو نیمکت بشین من میرم دو تا ابمیوه بگیرم بیام

سایا : نه من خسته نیستم

جونکی : چرا اینقدر اصرار داری از صبح داری این بنرها رو میچسبونی اگه نشینی به زور مینشونمت

جونکی رفت و 2 تا ابمیوه خرید

جونکی : بیا بخور خستگیت در بره

سایا : ممنون اوپا شما خیلی به من کمک کردین

جونگ مین : اه اینا نشستن گل میگن و گل میشنون اصلا این دختره به درد خوانندگی نمیخوره که

سایا : اوپا من میخوام برم تمرین کنم فکر کنم دیگه نصب بنر کافی باشه

جونکی : اره برو منم جایی کار دارم

سایا خداحافظی کرد و رفت

جونگ مین : عجب پا شد رفت

جونگ مین خودشو زد به اون راه و جوری نشون داد که داره از اونجا رد میشه : سلام سایا خانوم اینجا چه میکنی؟!!

سایا : سلام جونگ مین هیچی داشتیم بنر نصب میکردیم

جونگ مین : اره اسمشه که داری خودتو واسه کنسرت اماده میکنی اما همش با اوپاتون تو گردش و تفریحی

سایا : نه اصلا اینطور نیست اگه من الان با اوپا بودم فقط به خاطر کارای کنسرت بود همین چرا بد برداشت میکنی

جونگ مین : هی بهت میگم برگرد کره ولی گوش نمیدی

سایا : یعنی چی همه کارمو ول کنم برم کره

جونگ مین : اره تو به درد خوانندگی نمیخوری نکنه به خاطر اوپا جونکیته که نمیری

سایا : خواهش میکنم جونگ مین من باید به تمرینام ادامه بدم و ثابت کنم که به درد این کار میخورم اونوقت دیگه کسی بهم نمیگه که به درد نمیخورم

جونگ مین : بهت میگم نه گوش کن دختر

سایا با بغض : بهم فرصت بده که خودمو بهت ثابت کنم 

سایا اینو گفت و رفت

جونگ مین : عجب ادمیه این

فردا صبح موقع اجرا جونکی سایا رو یه گوشه صدا کرد و بهش گفت که اصلا استرس نداشته باشه و او میتونه موفق بشه

جونکی : سایا نبینم صدات بلرزه ها به جمعیت هم نگاه نکن تا حواست پرت نشه فکر کن داری واسه من میخونی باشه ؟

سایا : باشه اوپا سعی خودمو میکنم

جونگ مین هم خودشو رسوند

جونکی : ببینم اقای پارک بالاخره اومدین

جونگ مین : بله اقای لی مگه قرار بود نیام / ببین چه تیپی زده انگار عروسیشه

جونکی : نه شما صاحب اختیارید

سایا تا جونگ مین رو دید با خوشحالی گفت : سلام شما اومدین اصلا فکر نمیکردم بیای اجرای منو ببینی

جونگ مین : نه من معمولا همه کنسرتها میرم

جونکی : بله شما مربی هستین شایدم به خاطر اینکه میدونین سایا خیلی خوب میخونه اومدین

جونگ مین : نه فرقی نداره اون خوب بخونه یا نه من همین جوری چون بیکار بودم اومدم

جونکی به سایا نگاه کرد و دید که ناراحت شده و خواست جو عوض بشه

جونکی  با لبخند : خب بسته دیگه ببینم سایا چرا وایستادی برو اماده شو الان همه مییان

سایا : باشه اوپا من میرم اماده شم

بعد اجرا همه به سایا تبریک گفتن و جونکی هم دسته گل بزرگی به او داد ولی جونگ مین بدون اینکه چیزی بگه از سالن رفت بیرون

سایا وقتی دید جونگ مین داره از سالن میره بیرون پشت سرش رفت .........

 

 

 




How do you treat a sore Achilles tendon?
یکشنبه 26 شهریور 1396 02:22 ق.ظ
I have read so many articles or reviews about the blogger lovers except this article is
truly a nice piece of writing, keep it up.
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 06:43 ب.ظ
I like looking through an article that can make men and women think.
Also, thank you for allowing for me to comment!
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 01:02 ق.ظ
This piece of writing is truly a good one it helps new net people, who are wishing for
blogging.
Azadeh
سه شنبه 7 خرداد 1392 06:17 ب.ظ
بابت داستانم مرسیییییییییییییییییییییی شب میخونم کوماوووووووووووووووووو
پاسخ yaerain lee : خواهش میکنم زن دایی گلم هر موقع دوست داشتی بخون عزیزم بوووووووووووووووووس
Azadeh
سه شنبه 7 خرداد 1392 06:16 ب.ظ
سلام گلم خوبی؟خیییییییییییلی بدی چرا خبر نمیکنی بیام؟؟؟؟شوخی کردم خخخخ ..آجی وقت کردی بیا چت وبم اونجا بهت توضیح بدم جه جوری باید از 4 shard دان کنی هر وقت خواستی بیای اس بده که تو وب باشم
پاسخ yaerain lee : سلام عزیزم خوبی باشه مییام ولی واقعا مشکل دارم با 4 شیرید هر چی عضو میشم انگار خودش عضویتم رو حذف میکنه اوکیییییییییییییییی بووووووووووووووووووووووووس
bahar
یکشنبه 5 خرداد 1392 08:34 ب.ظ
ادامشو بذار اجی
پاسخ yaerain lee : سلام گلم چشم ...............
پارک سوهی مین
جمعه 3 خرداد 1392 12:57 ق.ظ
سلام بائه رین جونم خوفی عزیزم؟
عزیزم من یه وب زدم
خوشحال میشم بهش سر بزنی
راستی یادت نره بگی با چه اسمی لینکت بکنم گلم
فدات شممممممممممممممممممم
خیلییییی گلیییییییییی
نظر یادت نره
پاسخ yaerain lee : سلام عزیزم ممنونم تو خوبی
چه خوب
چشم مییام باشه گلم تو هم خیلی گلی عزیزم چشمممممممممممم
پارک سوهی مین
پنجشنبه 2 خرداد 1392 12:46 ب.ظ
ههه پارک سوهی مین دوباره اومده
خیر سرم شنبه امتحان ریاضی دارم
ولی خیلی پروو هستم بازم میسرم
فردا 14 شدم به خودم میگم
بیخیال 2هفته دیگه تعطیلیم پرش هوایییییییییییی
اوه اوه الان بابام میاد من برم دیگههههههههههههههههههه...
داستانتم زودی بزار
پاسخ yaerain lee : خوش اومدی عزیزم انشالله امتحاناتتم خوب میشی بله مهم بعدشه پس بدو که رفتی
اوکی .........
nora
چهارشنبه 1 خرداد 1392 03:48 ب.ظ
آجیییییییییییییییییییی جووووووووووووووونم عالییییی بود دست دردنکنه حال کردم جونکی ایسان و تحویل نمیگیره جونگ مینم که باید خودم بکشم
پاسخ yaerain lee : سلام اجی خواهش میکنم عزیزم
الهی چرا دلت مییاد ..............
nora
چهارشنبه 1 خرداد 1392 03:35 ب.ظ
واااااااااای آجی کی آپ کردی برم بخونم
پاسخ yaerain lee : بخللللللللللللللللللللللل
bahar
چهارشنبه 1 خرداد 1392 03:17 ب.ظ
عالی بود ادامهشو بذار
پاسخ yaerain lee : سلام عزیزم ممنونم چشم
پارک سوهی مین
چهارشنبه 1 خرداد 1392 01:58 ب.ظ
سلام سلام ،مشتری جدید میخوایید یانه؟؟
دوستون دارمممممممممم یه دنیااااااااا خانوم یائه رین جونم
بنده پارک سوهی مین هستم
کلاس پنجمم
یه ذره زیاد کوچیکم
ولی خیلی جونگ مینو میدوستم
پاسخ yaerain lee : بله بفرمایید خواهش میکنم الهی چه کوچولویی ........ بله موردی نداره دوست داشتن سن و سال نمیپرسه عزیزم .
نرگس
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 05:33 ب.ظ
قسمت نوزده اشم بنویسراستی عالیه
پاسخ yaerain lee : سلام عزیزم چشم ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox