می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق.

قسمت دوازدهم داستان رویای زیبا

نوشته شده توسط:yaerain lee
دوشنبه 5 فروردین 1392-08:40 ب.ظ


سلام دوستای گلم خوبید عیدتون مبارک امیدوارم همگی موفق و موید باشید و سالی پر از شادی داشته

باشید و به همه ارزوهای قشنگتون برسین مخصوصا ارزوی دابل اسی
بفرمایید ادامه داستان






سایا : هیچ معلومه چه کار میکنی اینجا محل کار منه

هیون سایا رو نشوند تو ماشین و حرکت کرد

سایا : چه کار میکنی ماشین رو نگه دار

هیون هیچ حرفی نزد و فقط رانندگی میکرد

سایا : چرا هم چین میکنی بعداین مدت که نبودی این چه وضعشه

هیون صدای ضبط ماشین رو زیاد کرد تا صدای سایا رو نشنوه و با سرعت میروند

سایا : واسه چی صدای ضبط رو زیاد کردی هیون چت شده

هیون یه سره رفت جزیره جیجو و هر چی سایا اصرار کرد که ماشین رو نگه داره اون به کار خودش ادامه داد و صدای ضبط رو هم کم نکرد

سایا هم سفت چسبیده بود به صندلی و از ترس چشماشو بسته بود

هیون وقتی رسید جزیره جیجو یکهو ترمز کرد

سایا هم با ترمز هیون یکهو چشماشو باز کرد و به هیون نگاه کرد اما هیون هیچ نگاهی به صورت او ننداخت و از ماشین پیاده شد

سایا : کجا میری

هیون رفت و نشست رو چمن

سایا هم از ماشین پیاده شد و گفت هیون کی اومدی چرا بهم نگفتی چرا اینقدر عصبانی هستی اصلا منو کجا میبری من سر کار بودم اگه صاحب کارم بفهمه من مشتری رو گذاشتم اومدم خیلی عصبانی میشه

هیون : خب یه نفس بکش چقدر حرف میزنی

سایا : نه تا جواب سوالامو ندی همین جور حرف میزنم

هیون : هه جواب سوالاتو بدم خب چی گفتی گفتی کی اومدم حتما روت نشده بگی واسه چی اومدی خوب خودتو زدی به اون راه

سایا : چی میگی کدوم راه

هیون : کیو همه چی رو به من گفته

سایا : چی رو گفتی

هیون : اما میخوام از زبون خودت بشنوم

سایا : اما تو این قدر عصبانی هستی که من هیچ حرف نمیتونم بزنم

هیون : اره خیلی عصبانی ام داغونم

سایا : واسه چی ؟

هیون : واسه چی نداره که تو همه چی رو زیر پا گذاشتی تو تو این مدت منو زیر پات له کردی

سایا : چی داری میگی من که کاری نکردم

هیون : اره حق داری به تلفنهام جواب ندی به ایمیلام جواب ندی حالا بری واسه من لباس  بفروشی

سایا : خب چه کاری میکردم من رو از اون کمپانی بیرون انداختن من واسه رویاهام اومده بودم و هیچ کس رو ندارم دیگه نمیتونم به کسی رو بندازم بگم به من پول بده باید کار کنم هر کاری که باشه تا خرجمو در بیارم خواستم برگردم خونمون ولی روشو نداشتم من همه پل های پشت سرمو خراب کردم

هیون : بسه دیگه هیچی نگو تو با این حرفات اعصاب منو خورد میکنی تو هیچکس رو نداری تو نمیتونی به کسی رو بندازی تا بهت پول بدن واقعا که پس من تو این مدت وقت خودمو گرفتم ها

سایا : نه من تو این مدت به شما زحمت دادم میدونم که همون مدت هم که تو کمپانی بودم به خاطر حمابتهای شما بود ممنونم ازت

هیون : خب حالا یعنی اینکه تو رو به خیر و مارو به سلامت ؟

سایا : یعنی چی  هیون منو برگردون فروشگاه خواهش میکنم

هیون : بهت میگم که منو له کردی میگی نه

سایا : نه باور کن این طور نیست من که ازت تشکر کردم

هیون : اگه همین جوری این جا وایستم تو میخوای با این حرفات منو له تر کردی ؟

هیون دست سایا رو گرفت و او رو نشوند تو ماشین

سایا : وای دوباره عصبانی شدی

هیون میره دم در هتل جیجو و از مسئول هتل خواست که شماره اتاق هیونا رو بدن

سایا : هیونا نه یعنی منو اوردی پیش اون

هیون : اقا لطفا بدین شماره رو من کلی کار دارم

مسئول هتل : شرمنده / ما اطلاعات مهمونامون رو به کسی نمی دیم / ایشون الان نیست

هیون : یعنی چی اقا

سایا : بیا بریم هیون

هیون : باشه اقا پس ما همین جا تو لابی میشینیم تا خودش بیاد

هیون و سایا رفتن رو مبل نشستن

هیون عین برج بود و هیچ حرفی با سایا نمیزد

سایا : چته چرا هیچی نمگی بزار برم من کلی کار دارم

هیون هندزفری رو گذاشت تو گوشش

سایا هندزفری رو از تو گوش هیون در اورد و گفت چرا هیچی نمیگی

همین طور که سایا داشت با هیون کل کل میکرد دید که هیونا و جونگ مین از در هتل اومدن تو

سایا : ببین هیون اونجا رو هیونا و جونگ مین اومدن

هیون : به به اون دوتا با همن

هیون رفت جلو

جونگ مین : هیون اینجا چه کار میکنی

سایا : سلام جونگ مین

هیونا : هیون مگه تو ژاپن نبودی تو دوباره با خودت این دختره رو اوردی

هیون : اره اوردمش اینجا تا همه رو در رو ببینم مشکل از کیه

جونگ مین : مشکل چیه

هیون : تو دیگه هیچی نگو لطفا

جونگ مین : سایا مشکلی پیش اومده

هیون : هیونا تو با چه جراتی اونو از کمپانی انداختی بیرون

هیونا : جرات نمیخواد که تو تا مدت پیش مسئول کمپانی بودی دیگه مسئولیت اون بر عهده بابامه

هیون : اره من قبلا مسئول بودم ولی تو حق نداری با سایا بد برخورد کنی

جونگ مین : چه برخوردی چی شده هیونا

هیونا : هیچی هیون داره همه چی رو بزرگ میکنه

هیون : همه چی چیه تو این مدت که من نبودم سایا رو تحقیر کردی تو حق نداشتی

سایا : هیون

جونگ مین : برین بشینین با هم صحبت کنین اینجوری همه دارن به هممون بد نگاه میکنن هیون برو اونجا بشین تو تازه از سفر اومدی خسته ای

هیونا : من میخوام با هیون تنهایی صحبت کنم لطفا سایا تو نیا

هیون : من با تو صحبتی ندارم الانم که اینجام فقط به خاطر سایاست فهمیدی

هیونا : یعنی چی به خاطر اونه من و تو باید با هم تصفیه حساب کنیم

سایا : باشه من میرم بیرون شما با هم صحبت کنین

سایا رفت بیرون از هتل همین که پاشو از هتل انداخت بیرون یه قطره بارون چکید رو صورتش

جونگ مین هم برای اینکه هیون و هیونا با هم راحت صحبت کنن پشت سر سایا رفت بیرون و وقتی خواست از در بره بیرون دید بارون شدیدی داره مییاد و سایا هم زیر بارون داشت قدم میزد

جونگ مین : سایا واسه چی نمییاد تو

جونگ مین یه چتر از مسئول هتل قرض کرد و رفت بیرون و دویید تا خودشو به سایا برسونه

وقتی رسید به سایا داد زد و گفت سایا وایستا / جونگ مین چتر رو داد به سایا

سایا : ممنون اما خودتون چی ؟!!

جونگ مین : مهم نیست تو سر تا پا خیس شدی دیگه فکر نکنم چتر فایده ای داشته باشه

سایا خندید و گفت نه خیس شدن زیر بارون رو دوست دارم

جونگ مین : ببینم هیون چی میگه هیونا چه کار کرده مگه من این چند روز اصلا سالن تمرین نبودم چیزی شده

سایا : نه مهم نیست هیون بزرگش کرده

جونگ مین : نه حتما جدیه که هیون این قدر عصبی شده

سایا : نمیدونم والله

جونگ مین : میخوای بریم رشته بخوریم

سایا : اره خیلی دوست دارم

جونگ مین و سایا رفتن رشته فروشی

جونگ مین : نگفتی واقعا چی بین تو و هیونا پیش اومده

سایا : راستشو بخواین من دیگه نمیخوام بیام سالن تمرین الانم تو یه مغازه دارم کار میکنم

جونگ مین : به خاطر هیونا منصرف شدی چه زود از هدفت دور شدی

سایا : نمیدونم ولی من دیگه جایی تو اون کمپانی ندارم

جونگ مین : تا یه مدت قبل هیون مسئول کمپانی بود ولی پدر هیون ازش خرید منم درگیرم با کمپانی قبلیم

وقتی سایا و جونگ مین داشتن رشته میخوردن گوشی سایا زنگ خورد

سایا : بله

هیون : کجایی زود بیا هتل تو این بارون کجا رفتی

سایا : باشه چند مین دیگه مییام

جونگ مین : هیونه ؟!!

سایا : اره بدجوری عصبانیه

جونگ مین : میخوای برو هتل منم چند دقیقه دیگه مییام

سایا : نه من دوست دارم با شما باشم هیون همش گیر میده بهم انگار بابامه والله بابام اینقدر بهم گیر نمیده

جونگ مین : اون امروز عصبانیه حوصله جیغ و دادش رو ندارم برو منم مییام

سایا : باشه فقط به خاطر شما فعلا شما هم زودتر بیاین ...........................









The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات