تبلیغات
داستان - قسمت پنجم داستان رویای زیبا
می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق.

قسمت پنجم داستان رویای زیبا

نوشته شده توسط:yaerain lee
جمعه 27 بهمن 1391-07:35 ب.ظ

سلام دوستان گلم بفرمایید ادامه داستان کلیپ پایینی هم اهنگ داستانه اگه دوست داشتین دانلود کنین

هیونا داشت از چند نفر تست میگرفت و خیلی خوشرو و مهربون با انها برخورد میکرد

جونگ مین : سلام امروز فکر کنم سرحالی

هیونا  اخم کرد و گفت چیه نمیخوای منو سرحال ببینی

جونگ مین : نه این چه حرفیه ولی دیروز بدجوری حال اون دختر بیچاره رو گرفتی

هیونا : اون اصلا به درد خوانندگی نمیخورد حقش بود

جونگ مین : خب نظر تو اینه به نظر من این دختر هایی که داری قبولشون میکنی اونقدرها هم خوب نمی خونن

هیونا : اونش دیگه به خودم ربط داره

جونگ مین: تو خیلی

هیونا : من چی

جونگ مین : هیچی

هیونا : پس پاشو برو من وقت ندارم مگه نمیبینی باید از همشون تست بگیرم و تازه کلاسم دارم باید برم تمرین

جونگ مین بدون اینکه چیزی بگه از سالن رفت بیرون

هیون تو سالن داشت قدم میزد که دید جونگ مین ناراحت از اتاق تمرین اومد بیرون

هیون : چیه چرا اینقدر ناراحتی

جونگ مین : هیچی

هیون : نه یه چی شده بازم با هیون دعوات شده

جونگ مین : اون بین کسایی که مییان فرق میزاره دیروز یه دختری اومد تست بده با وجود اینکه اون خوب خوند ولی هیونا اونو رد کرد

هیون : حالا تو چرا جز اون دختر رو میزنی هیونا به کارش وارده وقتی گفته نه حتما اون دختر برای خوانندگی خوب نبود ناسلامتی پدرش و کلا خونوادگی این کارن

جونگ مین : چه ربطی داره

هیون : ارثی دیگه تو هم به جای اینکه به فکر دیگران باشی برو مشکلت رو با کمپانیت حل کن که اینجوری بخوای بری جلو ورشکسته میشی

کیو هم که میبینه جونگ مین و هیون دارن با هم حرف میزنن کنجکاو میشه و میره پیششون

کیو : سلام هیون چی شده بدجوری دارین با هم اختلاط میکنین

هیون : اره نمیدونم جونگ مین از دست هیونا ناراحته و میگه که اون یه دختری که دیروز اومده بود تست بده رو رد کرده

کیو : اه اره هیون سایا رو میگی اون دختر واقعا مستعده نمیدونم چرا هیونا لج کرده

هیون : چیه کیو نکنه نظر تو هم مثل جونگ مینه

کیو : جونگ مین مگه نظرش چیه ببینم جونگ مین نظرت چیه ؟

جونگ مین : هیچی

جونگ مین اینو میگه و میره

کیو : معلومه چشه این

هیون : ببینم کیو تو واقعا راست میگی این دختره خوب خونده

کیو : اره باورت نمیشه

هیون که خیلی کنجکاو شده بود سایا رو بینه گفت کیو بیبنم میتونی بهش زنگ بزنی بگی فردا بیاد ببینم چه جوری میخونه

کیو که از حرف هیون خیلی خوشحال میشه و گل از گلش شگفت گفت باشه ولی شمارشو باید از خانم لی منشی کمپانی بگیرم

هیون : اره حتما بهش بگو منم دیگه برم کلی کار دارم

کیو وقتی از هیون خداحافظی کرد سریع رفت پیش خانم لی

خانم لی : چیه اقای کیم چرا اینقدر خوشحالی ؟!! تو همیشه ارومی ولی از دیروز یه جورایی شدین

کیو : خانم لی از این حرفها بگذریم شما شماره سایا رو داری

خانم لی : سایا اها اون دختری که دیروز اومده بود

کیو : بله

خانم لی شماره رو به کیو داد

کیو هم با خوشحالی به سایا زنگ زد

سایا : بله بفرمایید

کیو : سلام منو نشناختی

سایا : نه متاسفانه

کیو : من کیو هستم

سایا : سلام اقای کیم خوبین

کیو : ممنون میگم فردا بیا قراره دوباره ازت تست بگیریم

سایا  ( با خوشحالی ) : واقعا ممنون اقای کیم

اونشب سایا کلی تمرین کرد و وقتی جی مین اومد خونه کلی بهش کمک کرد تا سایا فردا تو تست قبول شه

جی مین : سایا من خیلی دوست دارم دیگه فردا قبول شی

سایا : جی مین من باید قبول شم وگرنه با چه رویی برم خونه

جی مین : اره بابات راستی به بابات زنگ زدی ؟

سایا : نه میخوام اول تو تست قبول شم بعد بهش زنگ بزنم

جی مین : خب حالا من میرم برات یه قهوه مییارم تا خستگیت در بره

اونشب سایا از خوشحالی خوابش نمیبرد و نمی زاشت جی مین  هم بخوابه

فردا صبح سایا با خوشحالی اماده شد و همش از جی مین میپرسید که لباس چی بپوشه جی مین هم یکی از قشنگ ترین لباسهاشو بهش داد

سایا پرید بغل جی مین و بوسش کرد

جی مین : سایا موفق باشی

سایا سریع میره سر کوچه و یه ماشین میگیره و همش به راننده میگه اقا اگه میشه سریع تر من عجله دارم

اقای راننده : نمیشه دخترم ماشین من از این سریع تر نمیره

سایا : واقعا خب باشه چاره ای نیست

وقتی سایا رسید به سالن تمرین رفت پیش منشی

منشی : سلام خانم سایا خوبید بفرمایید اتاق بغلی تا ازتون تست بگیریم

سایا هم رفت اتاق گریمه و به سرو وضعش یه نگاهی کرد تا مرتب باشه و رفت تو اتاق تست و منتظر موند بعد از 5 دقیقه هیون رو دید که اومد تو اتاق سایا خیلی تعجب کرد اخه اون از هیون خوشش نمییومد

هیون : سلام پس اون خانمی که تعریفش رو شنیدم تویی من تو رو قبلا دیدم

سایا : با سرسنگینی تموم جواب داد بله

هیون : شما خیلی جدی هستید خب بریم سر تست

سایا : اها شنیده بودید که جدی ام

هیون : مهم نیست وقت ندارم فعلا در موردش بحث کنیم

سایا : مگه من گفتم خودتون اول گفتید

هیون : خب بیاد این اهنگو بگیر و برام بخون

سایا هم با اعتماد به نفس کامل اهنگو از هیون گرفت و خوند

هیون از خوندن سایا خیلی تعجب کرده بود و از اول تا اخر محو صدا و چهره او شده بود بعد از خوندن سایا تموم شد هیون نخواست که خیلی ازش تعریف کنه ول نتونست جلوی خودشو بگیره و گفت عالی بود

سایا (با تعجب ) : واقعا راست میگید بعنی من قبولم

هیون : اره معلومه که راست میگم اره واسه چی نباید قبول شی

سایا با خوشحالی میره تو سالن تا به جی مین زنگ بزنه

هیون رفت پیش منشی تا بهش بگه که از فردا کارا رو با سایا هماهنگ کنه که جونگ مینو کنار سالن میبینه

جونگ مین : چی شد ازش تست گرفتی

هیون : اره چیه چرا اینقدر نگرانی

جونگ مین : من نه واسه چی باید نگران باشم اونم مثل کسایی دیگه که مییان تست میدن و میرن

هیون : که این طور اره خیلی خوب خونده من نمیدونم چرا هیونا ردش کرد

جونگ مین : یعنی قبولش کردی

هیون : اره پس چی به نظر من اون نظیر نداره

جونگ مین : اما هیون تو که خیلی سخت گیر بودی چی شد که با یه تست کوچیک قبولش کردی

هیون : چته تو حالت خوبه اول نگرانی که ایا قبولش کردم یا نه بعد میگی که چرا قبولش کردی

جونگ مین : اره شاید حالم خوب نیست کمپانیم بد جوری حالم رو گرفته من میرم به کارام برسم

جونگ مین وقتی داشت میرفت به اتاقش سایا رو دید که داشت با گوشیش حرف میزد و خیلی خوشحال بود و همین طور داشت با ذوق حرف میزد اصلا جلوشو نگاه نمیکرد که یکهو دید که جونگ مین جلو شه .

 




clash royale free gems
دوشنبه 8 آبان 1396 11:14 ب.ظ
هنگامی که کسی یک نوشتار نوشت، او را حفظ می کند
ایده یک کاربر در مغز او که چگونه کاربر می تواند از آن آگاه باشد.
به همین دلیل است که این مقاله کامل است. با تشکر!
std testing centers
دوشنبه 8 آبان 1396 01:19 ب.ظ
همانطور که در این نوشتار در این وب سایت یافتم بسیار آسان است که هر موضوعی را در وب پیدا کنم در مقایسه با کتابها.
myfreecams token hack
شنبه 29 مهر 1396 11:06 ب.ظ
من واقعا آن را دوست دارم هر زمان که مردم می آیند و نظرات را به اشتراک می گذارند.
وبلاگ بزرگ، چوب با آن!
real psychics
شنبه 15 مهر 1396 02:51 ب.ظ
شریک من و من کاملا وبلاگ خود را دوست دارم و اکثر پست های شما را پیدا می کنم
دقیقا من دنبالش هستم آیا یکی از نویسندگان مهمان پیشنهاد می کند؟
محتوای متناسب با نیازهایتان را بنویسید؟ من نمی توانم پست بزنم و یا در مورد تعدادی از موضوعاتی که در اینجا بنویسید توضیح دهید.
باز هم، سایت بسیار جذاب!
Can you stretch to get taller?
یکشنبه 26 شهریور 1396 05:38 ق.ظ
I do not even know the way I finished up here, but I thought this publish used to
be good. I do not recognize who you are but certainly you are going to a well-known blogger if you
happen to are not already. Cheers!
foot pain
شنبه 18 شهریور 1396 03:40 ب.ظ
I'm gone to tell my little brother, that he should also go to see this
webpage on regular basis to obtain updated from latest
information.
foot pain between toes
سه شنبه 13 تیر 1396 03:21 ب.ظ
First off I want to say great blog! I had a quick question that I'd like to
ask if you don't mind. I was interested to know how you center yourself and clear
your thoughts prior to writing. I've had a tough time clearing
my thoughts in getting my thoughts out. I do take pleasure in writing but it just seems like the first 10 to 15 minutes
are generally wasted simply just trying to figure out how to begin. Any suggestions or hints?
Thanks!
Laura
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:45 ب.ظ
You can certainly see your expertise within the article you write.
The sector hopes for more passionate writers like you who are not afraid to mention how they believe.
Always go after your heart.
Maple
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:11 ق.ظ
Hi there! This post couldn't be written any better! Looking
at this article reminds me of my previous roommate!
He constantly kept preaching about this. I am going to send this post to him.

Pretty sure he'll have a great read. Thank you for sharing!
MarleenJourdan.bravesites.com
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 03:54 ب.ظ
Hello there I am so thrilled I found your weblog, I really found
you by error, while I was searching on Digg for something else, Regardless I am here now and would just like to say
thanks for a tremendous post and a all round entertaining blog
(I also love the theme/design), I don't have time to look over it all at the moment
but I have bookmarked it and also added in your RSS feeds, so when I have time I will be back to read a
lot more, Please do keep up the great work.
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 11:32 ق.ظ
When someone writes an article he/she keeps the image of a
user in his/her brain that how a user can understand it.
So that's why this post is amazing. Thanks!
BHW
یکشنبه 13 فروردین 1396 11:43 ق.ظ
Howdy would you mind letting me know which hosting company you're using?
I've loaded your blog in 3 completely different web browsers and I must say this blog loads a lot quicker
then most. Can you suggest a good internet
hosting provider at a fair price? Thanks, I appreciate
it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox