می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق.

قسمت چهارم داستان عشق پاک

نوشته شده توسط:yaerain lee
سه شنبه 7 شهریور 1391-06:32 ب.ظ

سلام اجی های گلم بفرمایید قسمت بعد داستانو بخونید نظر ندید ممنونم چون نظرات زیاد بوده دیگه نظر ندید متشکرم

یون هی : بله بفرمایید

ایل وو : معلومه تو کجایی مگه قرار نبود زودتر بیای و مغازه رو اماده کنی که مشتریا

می یان مشکلی نباشه

یون هی : اره ولی ببخشید ایل وو یک کاری داشتم

ایل وو : بازم با یائه رین رفتی تست بدی

یون هی : نه ایل وو شرمنده

ایل وو : باشه هر جا هستی زودتر بیا سر کار

یون هی : ایل وو خواهشا امروز برام یه مرخصی رد کن شاید نتونم بیام مغازه

ایل وو : باشه ولی دلیل نمیشه هر روز مرخصی بخوای ها

یون هی : باشه ممنونم خداحافظ

یون هی دوباره رفت تو سالن به اطراف نگاه کرد انگار که داشت ناامید میشد اون تا

ساعت ۷ غروب تو سالن نشسته بود اون حتی گذشت زمان زو احساس نکرد یه

دفعه نگهبان گفت خانم لطفا بیایید برید باید در سالن رو ببندم

یون هی : اقا نه مگه ساعت چنده ؟

نگهبان : ساعت ۷ اخرین ساعت کارمونه

یون هی : ولی من هنوز اقای پارکو ندیدم

نگهبان :حتما قرار نبود بیاد حالا میشه لطف کنی بری

یون هی با ناراحتی از سالن مییاد بیرون و چند قطره اب میچکه رو صورتش سرشو

بالا میگیره انگار قطره های بارون داشتن بیشتر میشدن ولی اون انقدر ناراحت بود که

 اصلا براش مهم نبود که خیس بشه

تموم راه رو پیاده میره وسط راه یکدفعه یه ماشین جلو پاش سبز میشه

یون هی تعجب میکنه

یه دفعه جونگ مینو میبینه

جونگ مین شیشه ماشینو می کشه پایین

جونگ مین :سلام شما همون دختری نیستید که تو مغازه چند روز پیش به من

 نوشیدنی داد

یون هی : به نکلت زبان افتاده بود نمی دونست چی بگه

جونگ مین : خب چرا ساکتی ؟ بیا تو ماشین من میرسونمت حسابی خیس شدی

 این طرفا چه کار می کنی ؟!!!

یون هی که از خوشحالی قادر به حرف زدن نبود در ماشینو باز کرد و رفت نشست و

گفت ببخشید اقای پارک من سرتا پا خیسم ماشینتون کثیف شد

جونگ مین : این چه حرفیه ؟

یون هی : من از شما ممنونم که به ایل وو گفتید که کمکم می کنید من امروز اومده

بودم محل کارتون تا ازتون تشکر کنم ولی هر چی منتظر موندم شما نیومدیدنگهبان

 بهم گفت حتما دیگه نمییاید

جونگ مین : شرمنده شما واقعا به خاطر من خیس شدید ؟؟؟!!!!

یون هی : اشکال نداره

جونگ مین : نه من جبران می کنم می خوای بریم یه کافی شاپ با هم یه نوشیدنی

بخوریم و یا نه یه نودل داغ چطوره ؟؟؟

یون هی : بهتون زحمت نمیدم

جونگ مین : زحمت چیه من باید این کار شمارو جبران کنم شما به خاطر من خیس

شدید من یه جایی رو می شناسم نودل های خوبی داره

یون هی : باشه خیلی ممنونم

جونگ مین : خب دیگه فکر کنم داریم میرسیم اون مغازه رو میبینی خیلی حس

خوبی داره یه خانمی اونجاست که اشپزی خوبی داره من همیشه بعد از تمرین می

 رم اونجا غذا میخورم

یون هی لبخند زد و گفت منم نودل میپزم تو مغازه ی ایل وو البته تازه کارم شاید زیاد

خوشمزه نباشه ولی شما می تونید بایید اونجا و نودل های من رو تست کنین

جونگ مین : اره حتما یه سر میزنم حالاپیاده شیم

خانم مغازه دار : سلام اقای پارک خوبید این دختر حتما دوست دخترته !!! 

جونگ مین : سلام اره اون فقط یه دوسته

خانم مغازه دار : میدونستم می یایید نودل خوشمزه و داغ اماده است

جونگ مین : ممنونم بیا بریم یون هی

یون هی که نمیدونست خوابه یا بیدار رفت روی یکی از صندلی های کنار در

نشست ........

 

 

 خب اجی ها این قسمتم تمومید ممنون

 





نسیم
سه شنبه 7 شهریور 1391 06:36 ب.ظ
عالی بود
پاسخ yaerain lee : خواهش میکنم

The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات