تبلیغات
داستان - داستان راز قسمت 9
می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق.

داستان راز قسمت 9

نوشته شده توسط:Ana Marya
دوشنبه 11 دی 1391-11:32 ق.ظ

 

دانلود آهنگ وبلاگ به درخواست هیونا جونم........

cry cry از گروه دختران T-Ara

 

download

 

 

و بالاخره قسمت نهم...........

 

و هیون جونگــــــــــــــــــ

 

منو میبینید بسکه تنبلم حال درست کردن پوستر ندارم چیکار که نمیکنم

 

برید ادامـــــــــــــــــه

 

 

 

 

-هی جونگ مین من اومدم سلام داری چیکار میکنی؟؟گل میکاری ؟!!بذار منم کمکت کنم ....

-نــــــه نه این چه كاریه با این لباسهات میخوای گل ببكاری كاملا گلی و كثیف میشی بعد بیا و درستش كن از كجا برات لباس گیر بیارم؟!!

-خب باشه لباسامو  در میارم ...

مین هی همین كه داشت حرف میزد پیرهن كوتاهی كه ه تن داشت رو در آورد و با یه شلوارك كوتاه و سوتین كنار جونگ مین نشست و دستشو به طرف یه گل دراز كرد كه بكاردش جونگ مین با تعجب به مین هی نگاه میكرد كه گل رو از دست مین هی گرفت و گفت اینطور كه نمیتونی اینجا بشینی اگه خیلی دوست داری به من كمك كنی برو از توی اتاقم یكی از لباسای منو بپوش برو تا به جرم بی حیایی دستگیرت نكردن.......

-آخه اگه من برم تا برگردم تو همه ی گل ها رو كاشتی .......

-نه نمیكارم منتظرت میمونم برو ...... حواست باشه لباس كهنه ای بپوشی دست به كمدم نمیزنی......

***

سوهی و یونگ سنگ داشتن با كمك هم ماشین یونگ سنگ رومیشستن كه هانا سر ه هوا از كنارشون رد شد و پا به یه سطل آب گیر كرد و محكم زمین خورد و تمام آب و كف توی سطل روی پیرهن یونگی پاشیده شد سوهی با عجله به سمتش رفت كه ممئن بشه حالش خوبه وقتی مطمئن شد كه مشكلی نیست برای اینكه كمی جو رو عوض كنه معترضانه به هانا نگاه كرد و گفت لباس یونگ سنگ منو خیس و كثیف میكنی؟!!

-چی؟؟حتی اگه من كاری نمیكردم خود به خود كثیف میشد ماشین شستن كه الكی نیست بعدم شما چرا ماشینتون رو نبردین كارواش چرا دارید توی حیاط میشورید؟؟!!

-بـــــه بفرما طلبكارم شد....زود باش یا باید خودتم خیس بشی یا بری برای یونگی لباس بخری.........

-برو بابا تو كه اینقدر به فكرشی خودتم میری واسش لباس تمییز میاری.....

-چی منو بی اهمیت میكنی؟؟

سوهی كه همینو گفت شیلنگ آب رو رو به سمت هانا باز كرد و سراپا خیسش كرد هانا هم كاملا عصبانی شده بود خودشو به زحمت به سمت سوهی رسوند و آب رو از دستش گرفت و سر شیلنگ رو به رف سوهی گرفت و هرد كاملا خیس شدن یونگ سنگ هم داشت به هردوشون نگاه میكرد و با صدای بلند میخندید كه هیونگ از راه رسید و دخترا رو در حال آب بازی دید كه هانا باصدای لند داد زد اوپا كمك كن بدو كه هیچی از من باقی نموند اونم با خونسردی ه جفتشون نگاه كرد و گفت اگه چیزی ازت نمونده پس با چی داری حرف میزنی و كمك میخوای ؟؟

هانا با عصبانیت به هیونگ نگاه میكرد ولی در عین حال مشغول بیرون كشید آ از دست سوهی بود كه هیونگ ه سمتشون رفت و آب رو از دست جفتشون كشید بیرون و هانا با غرور به طرف هیونگ رفت و زبونشو برای سوهی دراز كرد سوهی هم با بی اهمیتی ازشون جدا شد و به سمت یونگی رفت كه دای جیغ هانا بلند شد اوپا نكن نریز ببند آبو......

كه سوهی و یونگی شروع كردن به خندیدن هیونگ هم كه خنده اونا رو دید به سرعت سر آب رو ه سمت اونها گرفت و گفت شما به چی میخندید و به سرعت خودشو به طرف یونگی رسوندو یقه لباشسو گرفت و شسیرآب رو توی لباسش باز كرد و هردو كاملا خیس شدن كه مین هی و جونگ مین با دستهای گلی و قیافه مضطرب از راه رسیدند .....

جونگ مین با چشمای گرد شده و دهانی نیمه باز به همه كه حسای خیس شده ودن نگاه كرد و مضطربانه پرسید چی شده اتفاقی افتاده چرا اینهمه سر و صدا چرا همه دارید جیغ میزنید؟؟

هیونگ كه مردم آزاریش حسای گل كرده بود و از خیس كردن بقیه به قدر كافی راضی به نظر میرسید آروم آروم خودشو به جونگ مین نزدیك كرد و گفت راستش جونگ مین ..... وای تو چرا اینقدر گلی شدی ؟؟

و آب رو رو به سمتش باز كرد و گفت نگران نباش خودم همینجا تمییزت میكنم لازم نیست حموم كنی كه جیغ جونگ مین بلند شد و این دوئ تا بازم به جون هم افتادن و هر كس هر جی به دستش میرسید پر آب میكرد و به سمت همدیگه میریختن كه همه با صدای هیون خشكشون زد .......

هیون با لباسای نیمه خیس به سمت بچه ها اومد و با قیافه حق ه جانب گفت بچه شدید كه دارید آب بازی میكنید كی لباسای منو خیس كرد خودش یاد جلو.....

همه خشكشون زده بود ولی هیونگ با جرات به سمتش رفت و گفت چی شده مگه هیون خب آ ازی میكردیم اشكالی نداره به همه هم خیلی خوش گذشت حالا فكر كن من آب پاشیدم روت چی میشه؟؟

-چی میشه؟ جونگ مین اون آب رو بیار اینجا .......

و شیر آب رو توی لباس هیونگ باز كرد جونگ مین كه انگار داشت كمدی ترین فیلم سال رو میدید با صدای بلند میخندید هیون كه جونگ مین رو در حال خنده دید آب رو به طرف جونگ مین گرفت و گفت تو دیگه به چی میخندی؟؟

و هیون هم قاطی بازی بچه ها شد ......

كه ستی از راه رسید و قبل از اینكه كسی به سمتش آب بپاشه شروع كرد به داد زدن مراقب باشید من اومدم كسی آب نریزه ......

كه هیون با اخم بهش نگاه كرد و داد زد كی تو رو دعوت كرده اینجا تو اینجا چی كار میكنی؟؟

-مگه كسی باید دعوت كنه بعد هم من كه برای دیدن تو نیومدم اینجا جز تو كسای دیگه ایی هم زندگی میكنند...

بعد از اومدن ستی همه سراغ كار خودشون رفتن و سوهی با لباسهای خیس و آب نكشیده به طرف ستی اومد و خواست كه كنارش بایسته كه ستی داد زد نه لباسای منو خیس نكن ....

اونم خودشو عقب كشید كه یونگ سنگ اومد و دستشو گرفت و محكم كشید و گفت سوهی بیا با هم دوش بگیریم......!!!!!!

همه متعجب بهشون نگاه كردن هیون با عصبانیت داد زد یونگ سنگ مراقب حرف زدنت باش ...

ستی هم در تایید حر هیون ادامه داد كه دست سوهی رو ول كن تو نمیتونی این كارو بكنی......

سوهی با تعجب و ترس به یونگی نگاه میكرد و گفت نه یونگ سنگ من نمیخوام دوش بگیرم همین لباسامو عوض كنم كافیه....

-مثل اینكه نمیدونی چقدر كثیف شدی !! نه با لباس عوض كردن درست نمیشه یا بریم دوش بگیریم...

ستی و هیون با همدیگه گفتن یونگی ولش كن این ممكنه آبروی خودت رو هم ببره.... و بعد با غیض به همدیگه نگاه كردند كه چرا یه جمله مشابه رو در آن واحد با هم گفتن.....

ولی یونگ سنگ گوشش بدهكار نبود و دست سوهی رو میكشید و خواهش های سوهی هم فایده ای نداشت .......

هیون جونگ كه از كار یونگی واقعا متعجب بود رو به ستی گفت این كارا از یونگی بعیده اون كه اینهمه به فكر آروی خودشه با این وجود دست یه دختر رو میكشه و میبره توی حموم.....

-چیكار كنیم؟اگه اتفاقی بیافته برو یه كاری بكن نمیبینی همینطور دست سوهی رو كشید و برد....

-من چیكار كنم؟خودش با پای خودش رفت من كاری نمیتونم بكنم.....

-ایش یعنی چی با پای خودش رفت خودت دیدی كه یونگی چه طور مجبورش كرد...

-همچین اجباری هم در كار نبود......

-چی میگی؟یعنی میخوای كار اشتباه دوستت رو نادیده بگیری و بگی مقصر خود سوهیه؟؟تو همیشه همینوری هستی....

-چی بازم داری شروع میكنی اصلا تو اینجا چیكار میكنی برو ...

-كجا برم وقتی میدونم قراره اتفاقی برای دوستم بیافته....

-هرطور راحتی تا دلت میخواد همینجا بشین .....

***

یونگ سنگ من واقعا نمیخوام دوش بگیرم من بعد میرم توی خونه ی خودم اونجا راحت ترم..

-چه فرقی داره بعدم تو كه نمیخوای تمام مسیر رو تا خونه ات با این لباسها بری؟

-من كه جایی پیاده نمیشم خب امروز با ماشین اومدم...

-حتی صندلیهای ماشینتم كثیف میشه بعد باید بازم ماشین تو رو بشوریم...

-ولی یونگ سنگ.....

یونگ سنگ بی حرف پاش رو توی وان حمام گذاشت و با همون لباس های خیس توی آب حمام نشست سوهی با تعجب بهش نگاه میكرد مطمئن نبود كه یونگی میخواد چیكار كنه كه یونگ سنگ دستشو كشید و داخل وان برد و هر دو روبروی هم توی وان حمام نشستند یونگ سنگ با لبخند به چهره مضرب سوهی نگاه میكرد و سرش رو تكون داد.....

كه سرشو پایین انداخت و دستشو روی شونه سوهی گذاشت و متوجه لرزش بدنش شد كه سرش رو روی شونه سوهی گذاشت و گفت انگار به من اعتماد نداری ...... من حتی حاضر نیستم قبل از اینكه خودت اجازه بدی دستت رو بگیرم فكر میكردم این یه چیزیه كه برات ثابت شده چطور میتونم به خودم اجازه بدم كار دیگه ای بكنم....

-نه من هیچ فكر بدی در مورد تو نكردم .....

-ممنون ولی اینطور به نظر نمیاد ......

-نه واقعا میگم میدونستم این یه شوخیه ولی حق بده كه مضطب بشم

-آره شوخی نابجایی بود

و پاش رو از اوی وان حمام بیرون كشید و بیرون رفت ولی قبل از رسیدن به درب حمام سوهی صداش زد و برگشت و به عقب نگاه كرد سوهی چند لحظه به صورتش مات موند ولی بالاخره سكوت رو شكست و گفت:یونگ سنگ دوستت دارم بیشتر از همه ی كسانی كه اطرافم هستند حتی بیشتر از خودم تو برای من مثل یه فرشته هستی كه از غصه نجاتم داد.....

یونگ سنگ لبخندی زد و از خوشحالی اشك توی چشمهاش جمع شد ولی گریه نكرد این اولین باری بود كه از آغاز دوستیشون سوهی دوست داشتنش رو اعتراف میكرد....


***

هیون:یونگ سنگ چی شد به این زودی تمومش كردی؟

ستی:چی كارش كردی الان حتما شوكه است من میرم پیشش...

یونگ سنگ : نه من میرم حمام پایین دوش بگیرم...

هیون : چی؟ چرا خب همونجا....

ستی : اه بس كن دیگه مثل اینكه به خیر گذشته......

هیون: از تو چیزی نپرسیدم خیلی خوب دیگه حالا كه دیدی هیچ اتفاقی نیافتاد برو دیگه چیه اینجا نشتی.....

-قبلا هم گفتم اینجا خونه تو تنها نیست منم كه با تو كاری ندارم اصلا خودت چرا اینجا نشستی پاشو برو یه جای دیگه كه من جلو چشمت نباشم بعدم من تا خود سوهی رو نبینم از اینجا تكون نمیخورم.....

***

-آخه اینجا كجا هست كه داریم میریم چرا اینقدر دوره انگار داری اثاث كشی میكنی بس كه وسیله با خودت آوردی خب یه چیزی بگو ........

-چرا اینقدر نگرانی گفتم جای بدی نیست قول هم میدم كه دوست داشته باشی كمی صبرداشته باش....

-نمیتونم!!!!!!

-اشكال نداره دیگه داریم میرسیم......

كیو جونگ همه آخر هفته ها رو بیرون از خونه میگذروند و تقریبا هیچ كس نمیدونست كجا میره البته خودش هم در جواب كنجكاوی دیگران چیزی نمیگفت واقعا دوست نداشت كسی بدونه كه آخر هفته ها چیكار میكنه ولی بار آخری كه كیمیا رو دیده بود بدون اینكه اون كنجكاوی كنه كه آخر هفته ها كجاست خودش ازش خواست كه آخر هفته آینده رو باهم باشند ........

-بیا بالاخره رسیدیم اینجا ست بیا....

-كجا؟كیو جونگ اینجا خیلی از شهر دور نیست؟

-از شهر آره دوره ولی به چند تا روستا نزدیكه مردم زیادی اینجا میان......اوه سلام خواهر ویلما

یه زن راهبه پیر با صورت چروكیده و موهای خاكستری كه از زیر روسریش بیرون زده شده بود و كم پشتیش خیلی خوب معلوم بود از دور اومد و لبخند شیرینی روی لبهاش داشت و برعكس همه ی كر ه ای ها چشمهایسز و روشنی داشت شاید با كیو جونگ نستی داشت خب اونم چشمهای روشنی داشت كیمیا متعجب و متحیر نگاه میكرد كه پیر زن راهبه بهشون نزدیك شد و كیمیا مضطربانه بهش نگاه كرد و تا كمر خم شد و گفت سلام مادر راهبه.....

كیو جونگ با صدای بلند شروع به خندیدن كرد و پیر زن راهبه خودش رو به كیمیا نزدیك تر كرد و دستش رو روی شونه هاش گذاشت و با لبخند گفت من مادر راهه نیستم همه به من میگن خواهر تو هم بگو خواهر اسم من ویلما هست و خوشحالم كه تو رو میبینم كیو جونگ خیلی از تو تعریف كرده....

كیو جونگ با دست پر وسط حرفشون پرید و گفت خواهر این هفته هوا خیلی سرد میشه لطفا این پتو ها رو به دیگران نبخش كمی هم آسپرین آوردم شاید لازمتون بشه این رو هم به حیوانات زخمی ندید هوا رو به سردی میره خودتون بهش احتیاج پیدا میكنید...

-خدا كه همیشه همراه من باشه من هرگز به چیزی احتیاج پیدا نمیكنم ولی این حیوانات بی پناه هستند كسی هم باید به فكر اونها باشه.....

-میدونم ولی خواهش میكنم كمی هم به فكر خودتون باشید مردم این اراف خیلی به شما احتیاج دارند......

-اگه دیگران بدونن خدا چقدر بزرگه و بیشتر از همه میتونه كمكشون كنه كسی حتی به من هم احتیاج نداره بگذریم كیو جونگ دختر خوشگلی رو انتخاب كردی ه اندازه خوشگلیش مهربون هم هست؟!!

كیمیا از خجالت سرخ شد وسرش رو پایین انداخت ولبخند مرموزی روی لبهاش بود ولی چیزی نگفت كیو جونگ نگاهی به كیمیا انداخت و گفت هر قدر خوشگله دو برابر اون مهربونه....

خواهر ویلما كه اشتیاق دو جوون رو دید به داخل كلبه ی نیمه سنگیش دعوتشون كرد و براشون روی اجاق كوچكی كه وسط اتاقش بود شیر گرم كرد و با كلوچه هایی كه كم كم داشتن خشك میشدن راشون آماده كرد خواهر ویلما خیلی ماهرانه ملوچه های خشك شده رو آب پاشید و كنار شعله اجاق قرار داد و گرمشون كرد طوری كه انگار تازه بود .....

خواهر ویلما : كیو جونگ امروز برات زحمتی داشتم اگه بتونی كمكم كنی خیلی خوب میشه...

-البته خواهر شما هر كاری خوایید من براتون انجام میدم...

-چند روز پیش توی جنگل یه بچه روباه توی تله افتاده بود من نتونستم كار زیادی براش انجام بدم اگه مردم روستا هم بفهمند كه به یه روباه كمك كردم خیلی راضی نیستند میشه لطفا اون رو به یه دامپزشكی ببرید؟

كیمیا:روباه..!!؟؟یعنی جنگل های اینجا هم روباه داره؟خواهر شما نمیترسید تنها توی این جنگل زندگی میكنید؟

-عزیز من حیوانات به كسی آسیب نمیرسونند تا كسی قصد آسیب رسوندن بهشون رو نداشته باشه...

-بله حق باشماست ... فكر میكنید بتونم این روباه روببینم....

خواهر ویلما بلند شد و یه جعبه مقوایی رو با خودش آورد و درش رو آروم باز كرد یه بچه روباه با پای زخمی كه با پارچه ی سفیدی بسته شده بود اونجا خوابیده بود و صدای ناله ی ضعیفی ازش به گوش میرسید كیمیا با تردید دستش رو به طرفش دراز كرد و پشت گوشش رو نوازش كرد و از توی جعبه بیرون آوردش و روی پاهاش گذاشت و كمی نوازشش كرد و بعد از اون همراه كیو جونگ از پیش خواهر ویلما رفتند و كیمیا همینطور روباه رو روی پاهاش نوازش میكرد ......

 

 




viagraky.com
چهارشنبه 28 شهریور 1397 06:24 ق.ظ

Truly many of great material!
cialis diario compra 5 mg cialis pharmacie en ligne how much does a cialis cost when will generic cialis be available we recommend cheapest cialis acheter du cialis a geneve cialis tablets for sale cialis 5 mg para diabeticos callus cialis lilly tadalafi
viagraky.com
سه شنبه 13 شهریور 1397 03:31 ب.ظ

Terrific data. Thanks.
how to get cheap viagra where can i order viagra online online pharmacy viagra uk where can i buy cheap viagra buy viagra online price purchase of viagra online buy viagra buy viagra cheapest price viagra mail order buying viagra online australia
http://cialisky.com/
دوشنبه 12 شهریور 1397 01:07 ب.ظ

Thanks! I appreciate this!
cialis canadian drugs sublingual cialis online cialis uk next day cialis 5 mg para diabeticos if a woman takes a mans cialis generic cialis at walmart buy cialis online cheapest cialis 5mg prix interactions for cialis rx cialis para comprar
cialisda.com
یکشنبه 11 شهریور 1397 08:47 ب.ظ

This is nicely put. !
we like it cialis soft gel venta de cialis canada purchase once a day cialis cialis tablets cialis flussig cialis canada on line non 5 mg cialis generici cialis taglich preis cialis 20mg schweiz free generic cialis
viagra with prescription online
سه شنبه 23 مرداد 1397 08:28 ق.ظ

Terrific material, Thanks.
sildenafil generic uk safe place to buy viagra online uk generic viagra purchase online viagra order where can i order viagra online viagra buy buy viagra on line where i can buy viagra cheap generic sildenafil buy viagra without presc
Buy generic cialis
سه شنبه 23 مرداد 1397 12:05 ق.ظ

You reported it very well!
cialis y deporte cialis dosage cialis in sconto cialis generic availability generic cialis 20mg tablets cialis savings card where do you buy cialis best generic drugs cialis cialis generico lilly cuanto cuesta cialis yaho
Buy generic cialis
دوشنبه 7 خرداد 1397 01:21 ب.ظ

Kudos, Great information!
cialis bula only now cialis for sale in us click here to buy cialis buy cialis online buy brand cialis cheap free cialis look here cialis order on line low cost cialis 20mg cialis canada on line cialis great britain
Viagra from canada
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 08:45 ب.ظ

Well spoken certainly. .
generic sildenafil uk buy viagra cheap uk online viagra pharmacy buy prescription viagra cheap viagra online blue pills how can you buy viagra how to buy viagra online where buy viagra uk price of viagra tablets
Buy cialis online
شنبه 18 فروردین 1397 09:57 ب.ظ

Cheers. Loads of posts.

cialis 5mg cialis daily cialis generico only best offers 100mg cialis cialis flussig click now buy cialis brand cialis generisches kanada tadalafil rx cialis para comprar cuanto cuesta cialis yaho
Buy cialis
جمعه 3 فروردین 1397 12:21 ق.ظ

Whoa many of very good advice!
cialis with 2 days delivery cialis lowest price cialis 20 mg effectiveness comprar cialis navarr cialis generico in farmacia deutschland cialis online cialis patent expiration cialis 5 mg buying cialis on internet buy cialis online
How can I increase my height after 18?
شنبه 25 شهریور 1396 06:52 ب.ظ
This is my first time pay a visit at here and i am truly pleassant to read everthing at alone
place.
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 07:58 ب.ظ
I will right away grasp your rss as I can not in finding your e-mail
subscription hyperlink or newsletter service. Do you have any?
Please permit me recognise in order that I could
subscribe. Thanks.
Therese
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:52 ق.ظ
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement
account it. Look advanced to more added agreeable from you!
By the way, how could we communicate?
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 06:44 ق.ظ
Having read this I thought it was really enlightening.
I appreciate you finding the time and effort to put this information together.
I once again find myself personally spending a lot of time both reading
and leaving comments. But so what, it was still worthwhile!
yoona
پنجشنبه 14 دی 1391 08:34 ب.ظ
من این نظر2قسمتو همون روز که گذاشتی خوندم ولی نمیدونم چرا نمیتونستم نظر بزارم
راستی کلیپ هیونگ و دانیدم ولی نتونستم تو وب خودت نظر بزارم
مرسییییییییییییی
پاسخ Ana Marya : خواهش عزیزم اکشالی نداره...........وب خودم قاطی زیاد دداره !!!!!!!!!!!
Hyuna
دوشنبه 11 دی 1391 11:38 ق.ظ
مرسی. خیلی خوبی اگه وقت کردی قسمتهای بعدیشو هم بذار آخه من قبلا تا آخر همین قسمت خونده بودم راسیتی فهمیدم این آهنگ واسه 2ne1 قبلا اولش رو گوش نداده بودم فقط هرچی فکر میکنم نمیدونم اینو کجاشنیدم فکر نکنم خودم داشته باشم احتمالا این آهنگ توی فیلمی چیزی نبوده؟خیلی کنجکاوم بدونم.چرا نمیشه دانلودش کرد؟ میشه لینک دانلودش رو بذاری ممممممممممررررررررررررسسسسسسسسسسیییییییییییی
پاسخ Ana Marya : باشه عزیزم حتما فردا دو قسمت دیگه هم میذارم خودم یادم نمیاد چند قسمتش مونده!!!!!!!!
این آهنگو من نمیدونم من فقط دابل اس گوش میدم گروه دخترا هم فقط اس ان اس دی اینو از یائه رین جون بخواه واست بذاره چون من ندارمش ولی اگه برنامه دانلودی آی دی ام داشته باشی موقع پخش میتونی دانلودش کنی...
الان خودم دانلودش کردم تو پست بعدی میذارمش واست!!!!!!!!!!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox