می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق.

قسمت دوازدهم داستان عشق پاک

نوشته شده توسط:yaerain lee
شنبه 6 آبان 1391-03:43 ب.ظ

سلام دوستای گلم بفرمایید ادامه داستانو بخونید ممنون

بابت نظراتتون هم متشکرم که واقعا باعث میشه من بیام و ادامه داستانو بزارم  چون میخواستم کلا از نوشتن داستان صرف نظر کنم

ایل وو : سلام یون هی چته چرا این قدر دوییدی؟!!

یون هی که هنوز داشت گریه میکرد گفت : هیچی ایل وو ببخشید مزاحمت شدم

ایل وو : بیا بشین ببینم چی می گی مزاحم چیه بیا این لیوان اب رو  بخور ببینم یون هی بازم بابات اذیتت کرده بزار برم باهاش

حرف بزنم بگم این مرتیکه رو نمیخوای

یون هی : نه بابام کاریم نداره نه ایل وو خواهشا حالا که دیگه ............. اصلا ولش کن نیومدم چیزی بگم

ایل وو : چته یون هی اگه بابات اذیتت نکرده پس چته ؟

یون هی : هیچی فقط اومدم بهت بگم 6 روز دیگه عروسیمه تو تالار بزرگ شهر ساعت 6 عصر همین به بچه ها هم بگو / یون هی

پاشد که بره

ایل وو : یون هی !!

یه دفعه یون هی زد زیر گریه دست و پاش بی حس شد همونجا نشست روی زمین

ایل وو : یون هی تو یه چیت هست به من بگو

یون هی : نمیدونم اره یه چیم هست اما نمیدونم ......

ایل وو : نه بزار من بگم چته تو عاشقی

یون هی : نه بحثشو نیار وسط دیگه نمیخوام دلمو به هیچی خوش کنم

ایل وو : هیچی چیه تو اون رو دوست داری اونم تو رو دوست داره به این میگی هیچی

یون هی : اره ایل وو میگم هیچی چون این فقط یه عشق بچگونه و یکطرفه بود

ایل وو : بس کن یون هی باشه عروسیت مییام ولی تو واقعا هنوز فکر میکنی من بهت دروغ گفتم

یون هی بلند شد و لباساشو تکون داد

یون هی : باشه ایل وو من میرم خونه بابام الاناس که ناراحت بشه

ایل وو : ببین یون هی من دوست صمیمی تو هستم تو باید به من اعتماد کنی

یون هی : خداحافظ

ایل وو : یون هی یادت باشه من همیشه حامیتم

وقتی یون هی رفت ایل وو به خودش گفت من باید فردا با جونگ مین تماس بگیرم

ولی فردا هم ایل وو نتونست با جونگ مین تماس بگیره همین طور روزها میگذشت و ایل وو نتونست به جونگ مین خبر بده که یون

هی داره ازدواج میکنه او مجبور شد نهایتا ایمیل بزنه ولی مطمئن بود ایمیل فایده نداره چون ممکنه نبینه و اصلا سراغ ایمیلاش نره

ولی چاره ای نداشت او ایمیل زد و تمام ماجرا رو تو ایمیل نوشت

فردا صبح یائه رین رفت پیش ایل وو

یائه رین : سلام ایل وو میدونی فقط 3 روز به عروسی یون هی مونده چه کار کردی ؟؟

ایل وو با ناامیدی میگه هیچی بابا یه هفته اس که دارم زنگ میزنم ولی موفق نشدم باهاش حرف بزنم دیروز ایمیل زدم ولی فایده

نداره فکر نکنم ایمیلشو چک کنه

یائه رین :( بااسترس ) وای حالا چه کار کنیم

ایل وو : نمیدونم شاید باید صبر کنیم همه چی رو بسپریم دست سرنوشت

یائه رین : نه ایل وو من نمی تونم ببینم یون هی بدبخت بشه

ایل وو : میخوای چه کار کنی

یائه رین : نمیدونم شاید باید برم پیش کمپانیش شاید اونها یه جوری باهاش در ارتباط باشن

فردا  صبح یائه رین رفت پیش کمپانی جونگ مین

یائه رین : سلام اقا

اقا : سلام بفرمایید

یائه رین : خواهش میکنم اقا بهم بگید چه جوری میتونم یه پیغامی رو به اقای پارک برسونم

اقا : چه پیغامی؟!!

یائه رین : یه پیغام خیلی مهم

اقا : خانم لی ببین این دختر چی میگه

خانم لی: دختر خانم چه پیغامی رو میخوای بفرستی اقای پارک الان تو ژاپن داره فیلم بازی میکنه حتما جایی هستن که

موبایلشو انتن نمیده  خب بهش ایمیل بزن

یائه رین : ایمیل ؟!! ما الان 2 ماهه داریم بهش ایمیل میدیم ولی جوابی نگرفتیم

خانم لی : خب حتما کاراش فشردس نتونسته جواب بده

یائه رین : خانم من باید چه کار کنم اون با شما تماس نمیگیره؟

خانم لی : چرا برای هماهنگ کردن کاراش با کمپانی زنگ میزنه

یائه رین : خواهش میکنم این پیغامو بهش برسونید

خانم لی : چی بگم ؟

یائه رین : هیچی فقط بگید یه سر به ایمیلاش بزنه

خانم لی که خیلی مهربون بود قبول کرد

یائه رین هم تشکر کرد و گفت : خانم لی من فردا بهتون سر میزنم امیدوارم بهش گفته باشید

یائه رین صبح زود سریع خودشو رسوند به کمپانی

خانم لی : ببخشید نتونستم پیغامتونو برسونم چون اقای پارک زنگ نزدن

یائه رین : وای حالا چه کار باید کنم

یائه رین با ناامیدی تموم میره مغازه ایل وو

ایل وو : چه کار کردی بالاخره تونستی کاری کنی

یائه رین با ناراحتی سرشو انداخت پایین

ایل وو : گفتم که کاری نمیشه کرد تو هی اصرار کردی

یائه رین : نه ایل وو من نمیزارم یون هی بیچاره شه میدونی اقای کیم 45 سالشه جای باباشه تازشم اصلا دوستش نداره

ایل وو : چه کار کنیم تو برو خونه ببینم فردا چه کار میتونم کنم

فردا صبح وقتی ایل وو اومد مغازه و مشغول کاراش شد و تو فکر این بود که چه کار میتونه بکنه که یکدفعه گوشیش زنگ خورد

ایل وو سریع گوشیشو برداشت و جواب داد

ایل وو : سلام اقای پارک معلومه کجایید؟؟؟!!

جونگ مین : من تو ژاپنم چی شده مگه ؟؟ یه مدت یه جایی داشتیم بازی میکردیم که گوشی نبرده بودم کلا از تمدن دور بودم الان

که اومدم دیدم گوشیم پر شده از اس مس و میس کال کارم داشتی ؟!!

ایل وو : کارت داشتم ؟!! اره پس چی یه کاری خیلی واجب

جونگ مین : چی شده ؟!!

ایل وو : یون هی

جونگ مین: یون هی چی چیزیش شده

ایل وو : شما که نمیزارید من اصلا حرف بزنم یعنی انقدر دوستش داری؟

جونگ مین : باور کن این مدت که نتونستم زنگ بزنم واقعا درگیر بودم این چه حرفیه من اینجا به عشق یون هی دارم کار میکنم

ایل وو : واقعا ؟!! پس لطفا دیگه با این نیت کار نکنید

جونگ مین : چی داری میگی ؟!! چرا نکنه خودت عاشقش شدی

ایل وو : نه یون هی واسم مثل خواهره هیچ حس دیگه ای بهش ندارم اون یارو اقای کیم همه چی رو واسه عروسی اماده کرده به

زودی هم عروسیشونه تو سالن بزرگ شهر

جونگ مین : نه این امکان نداره یعنی اون اونقدر اقای کیم رو دوست داره ببینم کادو تولدی و نامه رو بهش دادی

ایل وو : اره دادم

جونگ مین : پس اون منو دوست نداره خب خوشبخت باشه

ایل وو : چی دارید میگید اقای پارک اصلا به ایمیلاتون سر زدین

جونگ مین : ایمیل ؟!! نه من یکسره اومدم سراغ گوشیم هنوز نرفتم ببینم ایمیلامو

ایل وو : اره حق دارید هردوتاتون قضاوت بی جا کنید

جونگ مین : منظورت چیه ؟ کی قضاوت کرده من که چیزی نگفتم گفتی داره عروسی میکنه منم گفتم خوشبخت باشه حالا تو

میگی قضاوت بیجا کردم ؟!

ایل وو : باشه پس برید به ایمیلاتون سر بزنین اونوقت بهم زنگ بزنید البته اگه ماجرا دستتون اومده باشه

جونگ مین : من که نمیفهمم چی میگی باشه فعلا میرم تو هم برو به مغازت برس خداحافظ

جونگ مین سریع میره سراغ لب تابش

جونگ مین (تعجب) وای خدای من 100 تا ایمیل

او همه ایمیلاشو باز کرد و خوند و دید که بیش از 80 تا از ایمیلاش رو یون هی فرستاده بود و پر بود از حرفهای عاشقانه

جونگ مین دست و پاش بی حس شد و اشک تو چشماش جمع شد با خودش گفت یون هی منو ببخش کارام باعث شد زودتر از

احساست با خبر نشم نکنه این کوتاهی من باعث بشه اونو از دست بدم

جونگ مین دست پاچه شد و رفت تا به ایل وو زنگ بزنه .............................

 




فائزه
چهارشنبه 10 آبان 1391 05:46 ب.ظ
ببخشید یادم رفت اسممو بنویسم
پاسخ yaerain lee : خواهش میکنم فائزه جونم

The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic