تبلیغات
داستان - قسمت سی و دوم داستان رویای زیبا - قسمت آخر
می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق.

قسمت سی و دوم داستان رویای زیبا - قسمت آخر

نوشته شده توسط:yaerain lee
دوشنبه 6 آبان 1392-05:44 ب.ظ


سلام دوستای گلم ببخشید باور کنید تقصیر من نیست که داستان دیر شد پنج باره میخوام بزارم ولی میهن

نزاشت میانه بفرمایید آخرین قسمت داستان رویای زیبا رو بخونید تا انشالله ببینم کی میتونم با داستانی

دیگه در خدمتتون باشم البته برای این داستان آلبوم درست کردم که یه مقدار نیاز به اصلاح داره بعدا براتون

میزارم  ممنونم







منشی : بله خانم سایا کاری داشتین

سایا : راسته که جونکی برگشته

منشی : اره اقای پارک کمپانیشو به اقای جونکی واگذار کرده

سایا : اقای پارک ؟؟!!! اقای پارک جونگ مین ؟؟!!

منشی : بله خانم سایا مگه ما چند تا اقای پارک داریم

سایا : وای خدای من جونگ مین ، جونگ مین عوض شده اون همونی شده که من میخوام

منشی : سایا چیزی گفتی

سایا : ها ......... نه هیچی

سایا با خوشحالی رفت بیرون و زنگ زد به جونگ مین اما او گوشیشو برنداشت

سایا : اه چرا برنمیداره بهتره این خبر خوشو به جونکی بدم

سایا تو این فکر بود که شی دا جلوش سبز شد

شی دا : سایا خوبی دختر دلم برات تنگ شده بود از وقتی مربی رفت تو هم رفتی که رفتی ها

سایا : وای شی دا تویی بپر بغلم که دلم یه تیکه شده بود واست / راستی یه خبر خوب مربی برمیگرده

شی دا با تعجب : چی مربی برمیگرده چه جوری فکر نکنم تونسته باشه بدهیشو بده

سایا : نه بدهیشو که نداده اون کمپانی رو بیخیال یه کمپانی جدید قراره راه بیفته

شی دا : واقعا چه خوب اخ جون فکر کن سایا دوباره کنار هم تمرین کنم

جونگ مین یکهو سر میرسه : سایا نه اما شماها اره

سایا : جونگ مین اینجا چه میکنی چرا هرچی زنگ زدم برنداشتی

جونگ مین : خب داشتم مییومدم پیشت داشتم رانندگی میکردم / حالا مگه چه کارم داشتی ؟؟!!!!

سایا یکدفعه به خودش اومد و پرید بغل جونگ مین

جونگ مین از تعجب چشاش 4 تا شد و گفت : از تو بعیده این کارا

سایا گونه ی جونگ مین رو بوسید و گفت : از تو هم بعیده که کمپانی رو بدی به جونکی

شی دا : چی کمپانی اقای پارک

سایا : اره شی دا

شی دا : پس خودت چی اقای پارک میخوای بیکار بمونی ؟!!

جونگ مین : بی کار ؟؟!! نه من و سایا داریم میریم کره دیگه تو ژاپن کاری نداریم

شی دا : آره سایا داری میری ؟؟

سایا سکوت کرد و سرشو به علامت تایید تکون داد

شی دا : چقدر حیف یعنی دیگه پیشه ما نمییای

جونگ مین : چرا مییاد هر موقع که بیاییم ژاپن پیش شما هم مییام / سایا من چند مین میرم جایی کار دارم

شی دا : ممنون اقای پارک که به مربی ما کمک کردین واقعا دیگه داشتم خوانندگی رو رها میکردم

جونگ مین : خواهش میکنم / سایا من بعد از اینکه کارم تموم شد مییام دنبالت

شی دا که از حرفهای جونگ مین تعجب کرده بود وقتی جونگ مین رفت رو به سایا کرد و گفت : ببینم اقای پارک بیشتر از یه همکار بهت نزدیکه درسته ؟؟ نکنه که خبراییه

سایا سکوت کرد

شی دا : پس درست حدس زدم مبارکه پس جونکی چی میشه اون هم بهت علاقه ی خاصی داره البته از جریاناتون زیاد خبر ندارم اما اینطور فکر میکنم درسته ؟؟

سایا : اوپا مرد خوبیه ولی ...

شی دا : میدونم اون خیلی ادم ارومیه اصلا از نظر شخصیتی شبیه هم نیستین تو پر شور و هیجانی خلاصه دوستم خوشبخت شی من میرم تمرین باید خیلی خوب تمرین کنم مربی که بیاد میخوام خوشحالش کنم

سایا با شنیدن این حرفها به یاد مهربونی های جونکی افتاد و قلبش هوری ریخت پایین و اشک از چشماش سرازیر شد

سایا : من چمه وای قلبم مال خودم نیست اروم باش دختر بهتره برم به جونکی بگم که دیگه نگران نباشه

سایا رفت خونه جونکی
 
وقتی رسید دم در خونه جونکی یه نفس عمیق کشید و در زد جونکی با چهره ی ناراحت در رو باز کرد

سایا (با لبخند ) : سلام اوپا خوبی

جونکی با سرسنگینی جواب سلام سایا رو داد : خانم پارک کاری داشتی

سایا : اوپا میخواستم بهت بگم که از فردا میتونی بری کمپانی جونگ مین خیالت راحت

جونکی : اره میدونم خودش بهم گفت

سایا : اوپا فردا دارم میرم کره ببخش این مدت خیلی بهت زحمت دادم به خاطر همه خوبیات ممنون

جونکی با چهره ی ناراحت به صورت سایا نگاه کرد و چیزی نگفت

بعد از چند دقیقه سکوت که بین اونها بود جونکی : خب خانم پارک کاری نداری

سایا که از سردی رفتار جونکی دیگه حرفی نمیتونست بزنه گفت : نه من میرم مواظب خودت باش اوپا

جونکی : ممنونم خداحافظ

جونکی در رو بست و سایا هم رفت

جونکی در حالی که با چشمایی غرق در اشک به در تکیه داده بود احساس میکرد قلبش تکه تکه شده در رو باز کرد و به رفتن سایا و دور شدن او نگاه کرد

جونکی : کاش هیچ وقت ندیده بودمت کمپانی اقای پارک واسه خودش من نیازی به ترحم ندارم از فردا میرم دنبال کارهام باید برم چین من دیگه نمیتونم اینجا بمونم نمیخوام خاطراتت رو یادم بیارم این اولین باری نیست که بی وفایی دیگران رو می بینم دنیا همیشه بهم بد کرد

سایا که تمام راه تو فکر رفتارهای سرد جونکی بود همش از خودش میپرسید من باید چه کار میکردم باید تمام رویاهامو که به خاطرش تا اینجا اومدم رو فراموش میکردم و به جونکی میرسیدم و یا باید همه چی رو فراموش کنم این چه سرنوشتیه دارم خل میشم شاید این تاوان باشه که دارم پس میدم شاید بهتر باشه برگردم کره اگه برم حتما میتونم جونکی رو فراموش کنم اره باید با جونگ مین برم این برای هممون بهتره اوپا هم مطمئنا کارشو با کمپانی جدید شروع میکنه دعا میکنم که یه دختر خوب سر راهش بیاد تا اینقدر مثل من عذابش نده

فردا صبح جونگ مین و سایا قرار بود با یه اتوبوس و همه بچه های کمپانی برن فرودگاه

صبح زود شیدا رفت سالن تمرین : سلام خانم منشی جونگ مین و سایا نیومدن ؟؟!!

خانم منشی : نه اونها ساعت 10 مییان تا از همه خداحافظی کنن باید براشون جشن بگیریم تا با یه خاطره خوب برن

شیدا : اره موافقم بهتره به ایزوا و مربی زنگ بزنم

شیدا به جونکی زنگ زد : سلام مربی ببینم شما چه مربی هستی که نمییای شاگرد خوبتو بدرقه کنی

جونکی : بله منظورت چیه شاگردم کیه ؟؟!! نکنه قراره جایی بری

شیدا :من نه  سایا رو میگم دیگه همه ی بچه ها قراره  براش جشن بگیریم گفتم شما هم باشی

جونکی : نه من نمیتونم بیام جایی کار دارم

شیدا : باشه مربی اگه مییومدین خیلی خوشحال میشدیم

جونکی : ممنون خداحافظ

شیدا : چه مربی بی حسی باشه اصلا خودم میرم جشن رو آماده میکنم 

شیدا رفت تا به منشی کمک کنه

جونکی تو خونه هی راه میرفت : اه دیوونه شدم پس داره میره باشه برو اصلا به من چه برم بدرقش کنم

جونکی انقدر راه رفت که دلش طاقت نیاورد کتشو برداشت و رفت سالن تمرین و شیدا و ایزوا رو دید که با خوشحالی داشتن سالن رو آماده میکردن

جونکی نمیخواست بره و تو جشن شرکت کنه به همین خاطر پشت ستونها قایم شد و تو حال و هوای خودش بود که دید سایا و جونگ مین وارد سالن شدن سایا یه لباس خوشگل پوشیده بود و جونکی با دیدن اون مثل همیشه چشاش پر اشک شد و قلبش شروع کرد به تند زدن و دست و پاش یخ کرده بود

وقتی اونها وارد سالن شدن همه براشون دست زدن و کلی عکس و فیلم گرفتن و جونکی هم همچنان پشت ستون داشت اونها رو میدید که نتونست طاقت بیاره یکهو رفت بیرون سایا که حواسش به دیگران بود یکدفعه چشمش به جونکی افتاد و از جمع عذر خواهی کرد و رفت دنبالش وقتی رفت بیرون دید که جونکی داره تو محوطه قدم میزنه

سایا : اوپا............

جونکی که صورتش غرق تو اشک بود برنگشت و نخواست که سایا رو ببینه

سایا رفت جلوی جونکی : من دارم میرم اوپا چه خوب شد که اومدی گفتم شاید از دست من ناراحتی

جونکی چیزی نگفت

سایا : اوپا چیزی نمیخوای بگی باشه ولی بدون که هیچ وقت فراموشت نمیکنم درسته دارم میرم ولی تو رو هم تو قلبم دارم و با تو میرم با تو و با همه ی خاطراتت حالا تو هم بهم قول بده که تو کمپانی جدیدت بدرخشی و من شاهد موفقیتهات باشم اوپا من دیگه برم دیر میشه

سایا رفت تو سالن و دید که همه اومدن سمتش و براش آرزوی خوشبختی می کنن ولی او همش تو فکر چهره ی ناراحت جونکی بود ولی خوشحال بود چون احساس میکرد اوپا دیگه دوستش نداره این باعث میشد که اون راحت تر اونجا رو ترک کنه وقتی چشمش به کلاس های تمرین و میکروفن افتاد تمام خاطرات از جلوی چشمش مثل یه فیلم رد شد

جونگ مین : بیادیگه کجایی الان اتوبوس مییاد ها

شیدا که داشت میزها رو جابه جا میکرد چشمش به جونکی افتاد

شیدا : مربی پس اومدی دلت نیومد نیای بدو دیگه مگه سوار اتوبوس نمیشی باید تا فرودگاه بریم همه سوار شدن

جونکی که همچنان اخم کرده بود و دستاش رو مشت کرده بود به زمین زل زده بود تمام حرفهای سایا تو گوشش پیچیده بود و اشک میریخت دیگه چیزی نمونده بود که اتوبوس حرکت کنه جونکی به خودت بیا این تنها ندایی بود که قلبش بهش میداد وقتی ماشین به راه افتاد پاهای جونکی هم از روی زمین کنده شد و دویید سمت اتوبوس

جونکی : سایا ........سایا ......

سایا با شنیدن صدای جونکی سرشو از پنجره بیرون کرد

سایا : اوپا .....

جونکی : سایا من اینجا میمونم چین نمیرم من اینجا با خاطرات تو زندگی میکنم من بهت قول میدم کارمو خوب انجام بدم تا تو از کارهای خوب من با خبر بشی تو هم قول بده خوشبخت بشی سایا من تو رو فراموش نمیکنم بیام کره مییام پیشت مواظب خودت باش

سایا که با حرفهای جونکی گریش گرفته بود نمیدونست چی بگه ولی فقط داد میزد و میگفت که منو ببخش اوپا من خیلی بدم

جونکی هم همچنان میدویید : نه تو بد نیستی تو قلب منو زنده کردی بدون که همیشه قلبم با یاد تو و خاطرات تو شاده این بهترین هدیه بود که خدا بهم داد

سایا : اوپا ببخش نتونستم پیشت بمونم واقعا از خودم بدم مییاد

جونکی : نه تو همینجوری هم پیشمی همیشه همیشه عشقم تو تو بهترین و پر حس ترین بخش وجودم جاداری ممنونم که بهم عشق رو هدیه کردی سایای من ......

 

  




drugs for sale usa
شنبه 31 شهریور 1397 03:29 ب.ظ

Well spoken truly. .
buy viagra 25mg canada medications cheap canada pharmacies pharmacy canada plus canadian pharmacies that ship to us canada drugs trust pharmacy canada reviews canadian pharmacies that ship to us candida viagra best canadian mail order pharmacies
cialisyoues.com
چهارشنبه 28 شهریور 1397 05:16 ب.ظ

You actually revealed this superbly.
cialis baratos compran uk cialis generico en mexico buy cialis online legal generic cialis soft gels wow cialis 20 cialis farmacias guadalajara cialis cipla best buy cialis tablets australia cialis 20mg prix en pharmacie click here cialis daily uk
cialisvipsale.com
سه شنبه 27 شهریور 1397 02:06 ب.ظ

Really quite a lot of wonderful tips!
cialis reviews generic cialis pro cialis generisches kanada cialis tablets viagra cialis levitra cialis dosage amounts estudios de cialis genricos cialis generico non 5 mg cialis generici cialis generika
viagravonline.com
پنجشنبه 15 شهریور 1397 01:55 ق.ظ

Cheers! Quite a lot of facts!

usa cialis online 40 mg cialis what if i take cialis patentablauf in deutschland generic cialis generic cialis cialis 30 day trial coupon recommended site cialis kanada cialis flussig buy online cialis 5mg tadalafil 20mg
viagra pharmacy viagra cheap viagra
سه شنبه 13 شهریور 1397 03:02 ق.ظ

Reliable knowledge. With thanks.
cost of viagra online pharmacy order buy viagra online india buy viagra brand online buy viagra with prescription how to buy viagra online without prescription buy cheap viagra online uk buy viagra over the counter viagra pharmacy levitra online pharmacy
Cialis online
دوشنبه 12 شهریور 1397 07:27 ب.ظ

Regards. Plenty of knowledge.

cialis 200 dollar savings card dose size of cialis cialis official site order generic cialis online generic cialis in vietnam price cialis best cialis therapie cialis prezzo di mercato click now buy cialis brand tadalafil 20 mg
cialisky.com
دوشنبه 12 شهریور 1397 12:57 ق.ظ

Wow many of good tips!
the best choice cialis woman how do cialis pills work preis cialis 20mg schweiz viagra cialis levitra cialis patent expiration generic cialis at the pharmacy acquisto online cialis cialis for sale in europa wow cialis tadalafil 100mg cialis sans ordonnance
http://cialisvbuy.com/
یکشنبه 11 شهریور 1397 12:04 ب.ظ

Useful content. Appreciate it.
cialis online deutschland tesco price cialis prices for cialis 50mg tarif cialis france cialis kaufen cialis for sale south africa cialis 20 mg best price click here take cialis il cialis quanto costa generic low dose cialis
Buy generic cialis
دوشنبه 7 خرداد 1397 02:00 ق.ظ

You actually suggested that superbly!
cialis soft tabs for sale viagra cialis levitra cialis billig ou acheter du cialis pas cher acheter cialis kamagra chinese cialis 50 mg we choice free trial of cialis cialis for sale generic cialis with dapoxetine free cialis
Cialis online
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 03:21 ق.ظ

This is nicely expressed. !
buy cialis cheap 10 mg cialis preise schweiz cialis y deporte generic cialis pill online cialis 05 cialis para que sirve cialis e hiv cialis generic tadalafil buy cialis per paypa tadalafil 10 mg
Viagra 5 mg
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 03:03 ق.ظ

Fine write ups. Cheers!
viagra for sale buy viagra for men viagra cheap buy where to buy viagra from buy viagra online using paypal buy viagra thailand is buying viagra online safe sildenafil pills where to buy viagra online uk how to get viagra from doctor
Buy generic cialis
جمعه 3 فروردین 1397 02:56 ب.ظ

Thanks. A good amount of forum posts.

cialis purchasing generic cialis levitra achat cialis en europe cialis professional from usa cialis 30 day trial coupon cialis soft tabs for sale click now cialis from canada we choice cialis uk generic cialis tadalafil generic cialis at the pharmacy
CialisDip
یکشنبه 27 اسفند 1396 09:49 ب.ظ

Seriously quite a lot of beneficial facts!
wow cialis tadalafil 100mg cialis for sale south africa how do cialis pills work estudios de cialis genricos cialis 20mg prix en pharmacie cialis free trial compare prices cialis uk cilas canadian cialis cialis en mexico precio
How much does it cost to lengthen your legs?
چهارشنبه 15 شهریور 1396 05:01 ق.ظ
Your method of describing the whole thing in this paragraph is
truly fastidious, all be able to simply understand it, Thanks a lot.
nixondatfblqesk.jimdo.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 07:57 ب.ظ
Greetings! Very useful advice within this article!
It's the little changes that make the biggest changes.
Thanks a lot for sharing!
Alphonso
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:37 ب.ظ
At this time I am going away to do my breakfast, after
having my breakfast coming again to read other news.
Shelby
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:41 ق.ظ
Thanks for sharing your thoughts. I truly appreciate your efforts and I am waiting for your
next post thank you once again.
ملیکا
پنجشنبه 4 دی 1393 12:53 ق.ظ
خیلللللللللللللللللللللللللللللللللللی خیلللللللللللللللللللللللللللللللللللی خیلللللللللللللللللللللللللللللللللللی قشننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننگ بوووووووووووووووووووووووود.♡♥ ★☆
kнⓐ†êⓡéн
شنبه 21 دی 1392 05:35 ب.ظ
عاغا محشـــــــر بود
داره گریم میگیره خیلی قشنگ بود اونی تا حالا همچین رمان باحال و پر احساسی رو نخونده بودم
عالی بــــود اونی منتظر داستانهای دیگت هستم
پاسخ yaerain lee : سلام عزیزم خیلی ممنونم خوشحال شدم که خوشت اومده انشالله ....
Elina
سه شنبه 3 دی 1392 07:05 ب.ظ
ابجی میخوام ادامه داستانو بزارم ولی نمیشه همش میزنه حجم بیش از 60 کیلو بایت است با اینکه داستان چند خط بیشتر نیست ولی همینو میزنه
پاسخ yaerain lee : الینا جونم تو چه برنامه ای تایپ کردی اگه تو ورد تایپ کنی همین طور میشه متنتو کپی کن تو نوت پد بعد بیار تو وب
اونی سون هی
پنجشنبه 30 آبان 1392 11:59 ق.ظ
سلام اونی جونم
با عکسای یونگ سنگ آپم
بدو بیا
نظر زیاد بزاریااا
پاسخ yaerain lee : سلام عزیزم خوبی چشمممممممممممممممممم
اونی سون هی
چهارشنبه 29 آبان 1392 07:14 ب.ظ
سلام اونی جونم
من توی این ادرسی که گذاشتم قسمت اول داستانمو گذاشتم
بدو بیا بخون
نظر زیاد بزار توروخدااااااااااا
اونی سون هی
جمعه 24 آبان 1392 06:49 ب.ظ
سلام اونی جونم
با عکسای کیو و یونگ اپم
بدو بی
نظر زیاد بزار
کپی ام با ذکر منبع
پاسخ yaerain lee : سلام عزیزم اخ جون الان مییام چشمممممممممممممممم
Elina
دوشنبه 20 آبان 1392 12:32 ب.ظ
سلام عزیزم یه تیکه از داستانو گذاشتم ببین اگه مشکلی دلشت بهم بگو
پاسخ yaerain lee : سلام عزیزم چشم الان میخونم بهت میگم
اونی سون هی
دوشنبه 20 آبان 1392 11:13 ق.ظ
سلام اونی جونم
با عکسای کیوجونگ آپم
بدو بیا
آپم
پاسخ yaerain lee : سلام گلم چشم راستی اگه میخوای نویسنده بشی داستانتو برام بزار بخونم
bahar
یکشنبه 19 آبان 1392 03:39 ب.ظ
ممنون
جونکی
پاسخ yaerain lee : سلام عزیزم خواهش میکنم
اونی سون هی
یکشنبه 19 آبان 1392 11:41 ق.ظ
راستی اونی جونم
وقت داری برام پوستر درست کنی؟
پاسخ yaerain lee : ببخش عزیزم من خیلی درگیر کارامم ترم اخرییم پایان نامه دارم فعلا شرمنده ماشالله خودت هنرمندی
اونی سون هی
یکشنبه 19 آبان 1392 11:40 ق.ظ
ملسی از نظرت عزیزم
میتونم نویسنده ی وبت شم ؟
پاسخ yaerain lee : خواهش میکنم عزیزم اگه داستان نوشتی میتونی مضمونشو برام تو خصوصی بگی اونوقت میتونی نویسنده بشی گلم
اونی سون هی
شنبه 18 آبان 1392 10:47 ب.ظ
سلام اونی جونم
آپم
بدو بیا
نظر یادت نره
پاسخ yaerain lee : سلام چشممممممممممممممممم
اونی سون هی
جمعه 17 آبان 1392 07:22 ب.ظ
با اسم نویسندتون قبلا لینکتون کردم ^^
پاسخ yaerain lee : خب عزیزم ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نمایش نظرات 1 تا 30
The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox